تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1947

مساهمون:

ص١٩٤٧
16 . خلافة الكون قد كانت تسافر من طول * الزمان لأجل الصاحب الزمن 17 . ضوء من الله هل فيه منجمد * حبل من الله ، هل فيه منفصم 18 . منه الحيوة على الأشياء حيث هو * الماء المعين ، وهذا غير منكتم 19 . صم وبكم وعمى غير شاعرة * هياكل الكون ، كل غير مفتهم 20 . حتى إذا وجدت في النور ما طلبت * ماست كميسة عرس ، نالها سدم 21 . يدور في حوله السبع الشداد لكى * تقبل النعل ، أو من صورة القدم 22 . ضنت بها الأرض صاحت مكانك ذا * فخرى وليس على غيرى بمنقسم 16 . جهان هستى در طول زمان ، در حال سير و شناورى بود تا صاحب اصلى و بزرگوار خود را دريابد . 17 . او نورى است از جانب خدا . آيا در نور خدا خاموشى هست ؟ و ريسمان محكمى است از جانب خدا ، آيا در ريسمان خدا احتمال گسيخته شدنى وجود دارد ؟ 18 . حيات بر اشياء از اوست و او است آب ظاهر و جارى و وجود چنين امرى از بركت و يمن وجود آن حضرت ، مخفى و پوشيده نيست . 19 . ( در صورت عدم اقرار ) كر و گنگ و كور و بىفهم هستند صورتهاى عالم كون ، و تمام آنان نادان هستند . 20 . تا آنكه در نور دريافت آن چيزى را كه مىطلبيد و به آن خود را چسباند ، همانند چسباندن عروس و داماد در كمال شوق و ميل و علاقه . 21 . در اطراف آن ثوابت هفتگانه دور مىزنند تا از كف يا از جاى پاى مبارك او بوسه برگيرند . 22 . زمين به آسمانها بخل و خست ورزيد ، پس صيحه زد كه در مكان خود ساكن باش اين فخر من است و هرگز به غير من نصيب نمى گردد .