همان شكر و سپاس و شناخت عطاكنندهء نعمت مىباشد " . ( 1 )
شرح كوتاه : گاهى در امور دنيوى ، جوائز و بازده كارها مد نظر مىباشد نوعا كارهائى كه
درآمد كافى و بازده مناسبى نداشته باشد مورد توجه واقع نمى گردد در امور عبادى و
أخروى هم كارها بر عكس مىباشد گاهى نفس عمل خود ره گشا است همين ارتباط
سپاس و تشكر از نعمتها موجب خشنودى و رضاى الهى است و عامل ارتباط مخلوق با
خالق مهربان خويش .
شكر نعمت ، نعمتت افزون كند * كفر نعمت ، از كفت بيرون كند
21 . تجليل از مقام علم و دانش
" فرزند برومند امام هادى ( عليه السلام ) از پدر عاليقدرش ، نقل مىكند كه روزى در محضرش از
مرد دانشمندى تعريف كردند كه با فضل و دانش خود يكى از مخالفين را سر جاى خود
نشانده و او را سرافكنده و خجل ساخته است . امام در صدر مجلس با بعضى از بزرگان
علوى و شخصيتهاى برجسته بنى هاشم نشسته بودند كه خبر ورود او را دادند . امام ( عليه السلام )
او را به كنار خود دعوت كرد و در پهلوى خويش ، روى تخت نشاند ، اين امر بر سادات و
مشايخ علوى سخت گران آمد به حدى كه نتوانستند خود را نگه دارند ، و لب به اعتراض
گشودند و علنا بالا قرار گرفتن او را مورد انتقاد قرار دادند . امام در پاسخ اعتراض آنان
فرمود : آيا شما به داورى قرآن حاضريد كه ميان ما قضاوت نمايد ؟
آيا قرآن نمى فرمايد : هنگامى كه وارد مجلس مىشويد براى همديگر ، جا باز نمائيد تا
خداوند گشايشى به نفع شما انجام دهد ؟ در پايان مىفرمايد : خداوند درجات افراد با
ايمان را بالا مىبرد و آنان كه بهره اى از علم و دانش دارند داراى درجاتى بالاتر خواهند
بود . خداوند متعال در اين آيه افراد با ايمان را بر ديگران ، و دانشمندان را بر ديگران ،
ترجيح و برترى داده است . آن احتجاجاتى كه او با مخالفين انجام داده است ، شرف و
فضيلتش از هر نسب و تبار برتر است " . ( 2 )
هامش
1 . ابن شعبه حرانى ، تحف العقول ص 363 .
2 . حلية الاولياء ج 4 ، ص 454 .