امام با زبان نرم و ملايم و با عذرخواهى ، تأخير آن را از مرد عرب درخواست مىكرد كه در
وقت مناسب پرداخت كند ولى او مهلت نمى داد . . . هنگامى كه اين جريان به گوش
متوكل رسيد سفارش نمود كه 30 هزار دينار ، به محضر امام ببرند ، هنگامى كه پولها به
دست امام ( عليه السلام ) رسيد ، دست به آنها نزد تا اينكه آن مرد عرب وارد شد . امام ( عليه السلام ) فرمود :
" همهء اين پولها مال توست ، مىتوانى با آن ، نيازهاى خانوادگى خود را بر طرف نمائى " .
مرد عرب اظهار نمود ، با كمتر از ثلث اين پول نيز احتياجات من بر طرف مىشود
و خداوند آگاه تر است كه رسالت و امامت را در كدام خانواده قرار دهد ؟ ( 1 )
اين نوع تعليم امام ( عليه السلام ) شايد از آن نظر بوده باشد كه آن بزرگوار خواسته باشند آثار
تلقينات و تبليغات دستگاه خليفه را خنثى نمايد ، چون سخن چينان و جاسوسان ،
شايع كرده بودند كه امام ( عليه السلام ) با امكانات مالى فراوانى كه دارد ، مىخواهد به تجهيز سلاح ،
و بسيج نيرو ، بپردازد و با دستگاه خلافت به نبرد و پيكار بر خيزد " .
16 . جود و بخشش و تقويت اراده
ابو هاشم يكى از دوستداران اهل بيت ( عليه السلام ) مىگويد : " آن چنان سختى معيشت به من رو
آورد كه چاره اى جز اظهار آن ، در پيشگاه امام هادى ( عليه السلام ) پيدا نكردم . به حضورش
شرفياب شدم تا نشستم ، فرمودند : ابا هاشم ! شكر كدام يك از نعمتهائى كه خداوند به تو
عطا كرده است ، مىتوانى بجا آورى ؟ من گلوگير شدم ، نتوانستم پاسخ بگويم . امام شروع
به شمردن نعمتهاى خداوند نمود و فرمود : آيا از اين كه خداوند توفيق ايمان به تو عنايت
كرده است و به سبب آن بدن تو را مصون از آتش دوزخ نموده است ؟ يا از اين كه به تو
عافيت و سلامت داده و قدرت اطاعت و بندگى را به تو داده است ؟ و از اين كه قناعت و
خودنگهدارى ، عنايت فرموده و تو را از ذلت و حقارت مصون داشته است ؟ آيا در برابر اين
نعمتها شكرگذار نيستى ؟ مبادا شكايت سردهى ، اكنون من سفارش كردم ، 100 دينار به
شما بدهند ، آن را بگير و به كار ببند و شكر خدا كن " . ( 2 )
هامش
1 . حلية الاولياء ج 2 ، ص 260 .
2 . بحار الانوار ج 50 ، ص 129 ، چاپ جديد .