الضمائر ، و الحياء خفو السرائر 74 .
18 - و حسين بن احمد الفارسى 75 گويد كه : بو على 76 رودبارى گفت : علامة اعراض اللّه عن العبد ان يشغله بما لا ينفعه .
19 - بو جعفر گويد 77 ، محمد بن احمد النجار ، كه : بو على رودبارى گفت 78 :
ما لم تخرج من كليتك لم تدخل فى حد المحبة .
20 - و بو الحسين گويد 79 ، على بن احمد الحنظلى ، به شيراز ، كه : از بو على رودبارى 80 شنيدم اين ابيات كه وى گفته است 81 :
سامرت صفو صبابتى اشجانها 82 * حرق الهوى و غليلها نيرانها 83
شيخ ابو منصور ، معمر بن احمد الاصفهانى 84
.
1 - معمر به اصفهان بوده ، شيخ سپاهان 85 ، سيد بوده و امام به علوم ظاهر و علوم حقايق ، يگانهى مشايخ در وقت خود ، حنبلى مذهب ، سنى 86 .
2 - شيخ الاسلام گفت كه : ازين مقاماتها كه كردهاند 87 ، هيچكس از وى به نكرده است 88 كه بيشتر حكايت مىكنند ، و سخن صوفيان از وجود 89 و ذوق و ديدار بايد گفت نه از 90 حكايت . وى را سخن است . نيكو ، صاحب تصانيف است 91 ، كتاب « نهج الخاص » كرده درين باب و كتاب « اربعين صوفيان » ، سخت نيكو ، و كتاب « غربت » 92 .
3 - و در كتاب « غربت » 93 حكايت كند از مردى كه گفت : وجدنا اصحاب الغايات فى هذا الأمراء فرادا 94 .
4 - و در كتاب « نهج الخاص » گويد كه : اخلاص در سه چيز است : در توحيد و در احوال و در افعال .
5 - تنگ وقت بود 95 . شيخ 96 احمد كوفانى وى را ديده بود 97 . وى را گفتم كه از وى 98 هيچ حكايت ياد دارى ؟ گفت : نه ، اما روزى در ميان سخن مىگفت 99 :
الفقير عزيز . وى را گفتم : تمام بود يكسخن از پير 100 .