11 - پس بعض 30 كل است و كل ايدر ،
كونين در وى گم و جان 31 و جانور .
* * * 12 - خورشيد 32 آنجاست و ايدر شعاع ،
ميان خورشيد ( 32 ) و شعاع كه ديد انقطاع ؟
* * * 13 - صوفى همه آنجاست و اثر ايدر ،
و عالم از انكار [ پر ] و سؤال به سر 33 .
* * * 14 - اثر از كل جدا نيست ، ايدر جز تو و آنجا جز زو نيست 34 .
* * * 15 - منكر اين علم در عالم فراوانست ،
چه سود كه غنيمت به دست گرگ ، و حسرت به دست شوان است .
* * * 16 - اين علم سر الله 35 و اين قوم صاحب اسرار ،
پاسوان را با راز 36 ملوك چه كار ؟
17 - طاهر مقدسى گويد كه : اگر مردمان نور عارف بينند 37 در آن بسوزند ، و اگر عارف نور خود بيند ( 37 ) در آن بسوزد .
18 - و قال طاهر 38 : حد المعرفة التجرد من النفوس و تدبيرها فيما يجل و يصغر .
اختلاف نسخهها
( 1 ) - ب : بر تاود . ج ، د : برتابد نه .
( 2 ) - ب ، د : عاريت در وجود .
( 3 ) - الف : هم علت .
( 4 ) - ب : ليكن من . د : ليكن من در عبادت ترجمانم .
( 5 ) - الف ، د : « و » ندارد .