تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
11 - پس بعض 30 كل است و كل ايدر ، كونين در وى گم و جان 31 و جانور . * * * 12 - خورشيد 32 آنجاست و ايدر شعاع ، ميان خورشيد ( 32 ) و شعاع كه ديد انقطاع ؟ * * * 13 - صوفى همه آنجاست و اثر ايدر ، و عالم از انكار [ پر ] و سؤال به سر 33 . * * * 14 - اثر از كل جدا نيست ، ايدر جز تو و آنجا جز زو نيست 34 . * * * 15 - منكر اين علم در عالم فراوانست ، چه سود كه غنيمت به دست گرگ ، و حسرت به دست شوان است . * * * 16 - اين علم سر الله 35 و اين قوم صاحب اسرار ، پاسوان را با راز 36 ملوك چه كار ؟ 17 - طاهر مقدسى گويد كه : اگر مردمان نور عارف بينند 37 در آن بسوزند ، و اگر عارف نور خود بيند ( 37 ) در آن بسوزد . 18 - و قال طاهر 38 : حد المعرفة التجرد من النفوس و تدبيرها فيما يجل و يصغر .

اختلاف نسخه‌ها

( 1 ) - ب : بر تاود . ج ، د : برتابد نه . ( 2 ) - ب ، د : عاريت در وجود . ( 3 ) - الف : هم علت . ( 4 ) - ب : ليكن من . د : ليكن من در عبادت ترجمانم . ( 5 ) - الف ، د : « و » ندارد .