تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

فى مناجاته :

1 - الهى موجود من نه دل بر تابد و نه 1 زبانم ، عاريت وجود 2 ديدى ؟ من آنم . اين من و من همه علت 3 است ، لكن من در عبارت ترجمانم 4 . هر من كه گويم ، زور است ، اما مستمع را بىحيلت نشان دادن چون توانم ؟ * * * 2 - ار گوينده منم ، خشك باد زبانم تا خاموش بود 5 ، و ار نيوشنده منم ، گوشم كر باد تا ملامت نه ور گوش 6 بود ، ار پس نه منم 7 ، گوينده خود مىگويد و نيوشنده خود مىشنود 8 . * * * ار جان و دل رفت ، گذار تا رود . * * * 3 - همگنان 9 به وى خودى مىنازند و من به خود 10 ، و اين سخن در نتوان يافت به فهم و خرد . * * * 4 - نه من بعضىام از كل ، و نه حق متجزى ، كل 11 اوست و ديگر همه عاجزى . همه از وى خودى 12 و من از خود ديدم
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 333 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )