فى مناجاته :
1 - الهى موجود من نه دل بر تابد و نه 1 زبانم ، عاريت وجود 2 ديدى ؟ من آنم .
اين من و من همه علت 3 است ، لكن من در عبارت ترجمانم 4 .
هر من كه گويم ،
زور است ، اما مستمع را بىحيلت نشان دادن چون توانم ؟
* * * 2 - ار گوينده منم ، خشك باد زبانم تا خاموش بود 5 ،
و ار نيوشنده منم ، گوشم كر باد تا ملامت نه ور گوش 6 بود ،
ار پس نه منم 7 ، گوينده خود مىگويد و نيوشنده خود مىشنود 8 .
* * * ار جان و دل رفت ، گذار تا رود .
* * * 3 - همگنان 9 به وى خودى مىنازند و من به خود 10 ، و اين سخن در نتوان يافت به فهم و خرد .
* * * 4 - نه من بعضىام از كل ، و نه حق متجزى ،
كل 11 اوست و ديگر همه عاجزى .
همه از وى خودى 12 و من از خود ديدم