تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
پيروزى . * * * 5 - وقت قسمت همه بهره‌ى وى خودان ستدند 13 و من بهره‌ى خود ستدم 14 ، همه 15 آتش در خرمن خود زدند و من آتش در خرمن وى خودى زدم 16 . * * * 6 - من منم تا وا خودم ، من نه منم تا وى خودم 17 ، من از وى خودى چه گويم كه من همه خودم ؟ گاه خودم و گاه در جست‌وجوى خودم 18 . * * * 7 - هر خود كه گفتم آن تو بودى ، آن نه من گفتم 19 هر سخن كه تو شنودى . * * * 8 - علم فنا وى خود از خويش 20 و علم بقا او كه به خود مىنازد ، مسكين او كه از من مىشنود به حقيقت بيهانه 21 ور خود مىسازد ، نه او خود مىبيند و نه وى خود ، او مىنوازد ، چون نيست با هست نشيند ، از نيست با وى چه بازد 22 ؟ هر وى خبركش اين 23 قصه شنود ، از ده يازده به دريا اندازد ، و هر ناشكيبا كش خود نشناخت 24 ، به خود ور وى خودان تازد 25 . * * * 9 - او كه به خود نيستيد آن از خود 26 چون رهد ؟ او كه وا خودست از وى خودى چون نشان دهد 27 ؟ * * * 10 - از خود سخن گفتم ، هركه شنود گفت : خود مىستايد ، من خود با وى خودى 28 چون برابر كنم ؟ كه از يك قطره و يك‌ذره دو گيتى مى بسر آيد 29 . * * *