و من طبقة 1 الثانية
يوسف بن حسين الرازى 2
.
1 - كنيت او ابو يعقوب 3 ، شيخ رى و جبال ، در وقت خويش و امام 4 وقت بود .
2 - شيخ الاسلام گفت ، عظم اللّه كرامته 5 ، كه : وى امام بود اين طايفه را به شكوه ، امام طرق 6 . درين كار تلبيسى ، طريق ملامت داشته ؛ مردمان بر خويشتن شورانيدن 7 و قبول ايشان به خويشتن ويران كردن و خود را از چشمها بيوكندن 8 .
3 - شاگرد ذو النون مصرىايد و با بو تراب 9 نخشبى و يحيى معاذ رازى و جز از آن صحبت داشته 10 ، رفيق بو سعيد خراز بوده 11 در سفرها . وى عالم است متدين . وى را مكاتبات است به جنيد سخت نيكو . يگانهى جهان بوده ( 11 ) در طريق ملامت و ترك تصنع و ترك جاه و مخلص در كردار در سنه ثلاث او اربع و ثلاثمائة 12 برفته از دنيا .
4 - به در مرگ گفت : الهى ، خلق تو با تو خواندم 13 بجهد و هرچه توانستم در خود بكردم 14 ، انيز مرا به يكى 15 بخش ازيشان ، پس برفت .
به خواب ديدند وى را ، گفتند 16 : حال تو ؟ گفت : اللّه مرا گفت كه : آن سخن ديگرباره بازگوى 17 باز گفتم . گفت : ترا به تو بخشيدم 18 .
5 - شيخ الاسلام گفت كه : آن دانى چرا گفت ترا به تو بخشيدم 19 ؟ كه ميان او و ميان خود واسطهاى و وسيلهاى درنياورد 20 كه در ميان اينان و او وسيله و واسطه هم اوايد 21 .