تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كه از 218 وى پرسيدم كه تصوف چيست ؟ گفت : ندانم ، لكن 219 خلق كريم يظهره الكريم فى زمان كريم ، من رجل كريم بين قوم كرام . 58 - شيخ الاسلام گفت كه : سخن ظريف 220 و نيكوست كه اول گفت ندانم 221 پس گفت : خلقى است كريم 222 ، ظاهر مىكند آن كريم ، در زمان كريم ، از مرد كريم ميان قوم كريمان 223 . و اللّه تعالى داند كه آن خلق 224 چيست ؟ 59 - قال شيخ الاسلام ، كرم اللّه وجهه 225 . الحق اذا صافى عبدا ارتضاه بخالصة وعده من خاصته القى 226 اليه كلمة كريمة من لسان كريم ، فى وقت كريم ، على مكان كريم بين قوم كرام . 60 - الكلمة الكريمة 227 : سخن به نياز بپرورده 228 و پس به ناز 229 بشسته ، در حضرت 230 بياراسته و آنگه تازه به دست بيخودى از حق فراستده و به قمع گوش آسوده 231 ، بر دل تشنه بگذرانيده و به جان فرا ازل نگران رسانيده 232 ، سخن از دوستى و از دوست نشان ، و تشنه را شراب ، و خسته را درمان ، شنيدن را آسان 233 و ازو رستن ناتوان 234 .
دخولك من باب الهوى ، ان اردته * يسير ، و لكن الخروج عنه عسير 235
61 - من لسان كريم : از زبانى و چه زبان 236 ؟ از حق ترجمان ، و برنامه‌ى صحبت 237 عنوان ، نه گوينده در آن است و نه زبان 238 ، سخن همه به گوش شنوند و آن به جان . 62 - فى وقت كريم : در چه زمان ؟ در زمانى كه جز ز حق 239 ياد نيست در آن ، و گذشته عمر خجل است از نيكوئى آن 240 ، و عمر جهانيان از آرزو گريان 241 . 63 - على مكان كريم : جايى كه نه دل پركنده و نه 242 زبان خواهنده و نه مستمع بازنگرنده . 64 - بين قوم كرام :