5 - و له 10 :
ما نال من نالكم الا بفضلكم * فما ترون 11 اذا فى فك ماسور
اقل من عدة يرتاد 12 صاحبها * يوما تفوز بها 13 فى بذل ميسور
* * * 6 - هركه ترا جويد به خويشتن ، نه ترا شناسد و نه خويشتن 14 .
* * * كاشكى دانند 15 :
ار رهى ترا دارد چرا جويد ؟
ور ندارد از كجا آرد 16 ؟
* * * 7 - اى جسته نه از كوئى ، و اى يافته 17 پيش از كى .
* * * 8 - حق به كليه 18 وا خويشتن منسوبست ، پس هركه جز زو به وى زو مىجويد ، محجوبست 19 .
كه سكون غفلت است و وجود رعونت است 20
با مولى در صحبت چه حيلت است ؟
* * * 9 - سيروانى گويد كه جنيد را پرسيدند كه : اين 21 طايفه به علم از مولى رضا ندادند ، كه 22 مى وجود بيوسند در علم .
10 - شيخ الاسلام گفت كه 23 : علم چيست ؟ دانستن هستى او . يافت او چون بود كه 24 تو خود در شناخت عاجزى ؟ يافت آن 25 بود كه او ترا بود ، و آن چون بود ؟
آن داند كه دارد ، به دل ازين جواب توان نه به زبان 26 . جنيد از بهر آن جواب نكرد و از منبر فرود آمد 27 .
11 - يافت چيست ؟ وجود است ، كه رهى بود را بسترد و به خود 28 او را قيام كند .