مىكرد 30 . گفتند : اين چيست كه مىكنى ؟ گفت : خود را درين مشغول مىكنم پيش از آنكه مرا مشغول كند 31 . وى امامايد و يگانه 32 ى جهان .
6 - شيخ الاسلام گفت كه : در بو سعيد 33 خراز ريزگكى لنگى درمىبايست ، كه كسى بازو نمىتواند رفت 34 . و در واسطى ريزگكى رحمت مىبايست 35 و در جنيد ريزگكى تيزى درمىبايست كه وى علمى بود 36 .
7 - و گفت گويند 37 كه : خاتم عارفان حصرىايد 38 ، نه چنانست كه خاتم عارفان مولاايد 39 ، و گويند 40 كه : سيد عارفان بايزيدايد 41 ، نه چنانست كه سيد عارفان مولاايد ( 41 ) . ار پس از آدميان مى 42 نشان بايد احمد عربىايد 43 ، و اگر از رهيان مىبايد ، بو سعيد خرازايد 44 45 دنيا از بو سعيد خراز پر بود و نيز 46 به سر مىآمد ( 45 ) .
8 - شيخ الاسلام گفت كه خراز گويد 47 : اول اين كار قبول است كه روى فرا مرد كند و آخر ، يافت .
9 - شيخ الاسلام گفت ، قدس اللّه روحه كه 48 : خراز غايت است كه فوق او كس نيست .
10 - وى گفته 49 : الحق لا مفقود فيطلب ، و لا ذو غاية فيدرك ، و من اوجد موجودا فهو بالموجود معذور 50 ، الوجود عندنا كشف حال و علم حال 51 بلا حال .
11 - للامام :
شهود الوجود فوات الوجود * يعد بذاك صفاء القصود 52
* * *
طلبتكم خمسين من حجة * اذا بوسطى فيه زنار 53
ضعف الطالب و المطلوب .
اختلاف نسخهها
( 1 ) - الف : ندارد . ب : و من طبقة الثانية .
( 2 ) - ب ، ج ، د : ابو سعيد الخراز .
( 3 ) - ب : كرم اللّه وجهه ، ج : قدس اللّه سره د : قدس اللّه سره العزيز .
( 4 ) - د : ندارد .
( 4 ) - د : ندارد .
( 5 ) - د : نام وى احمد بن عيسى است .