تغيير افتاد ( 44 ) در شصت سال 45 .
16 - سهل گويد : درويشى كه 46 از دل وى شيرينى چيزى از دست مردمان فراستدن بنيفتد 47 ، از وى هرگز فلاح نيايد .
17 - محمد بن سوار خال و استاد سهلايد 48 ، سيد بوده ، ار قديمان مشايخ بصره است . وى را سخن است نيكو . سهل از وى روايت كند 49 .
18 - سهل گويد : الهى ، مرا برهانى ده كه خاموش بم با تو گويم و كه گويا بم از آن تو به تو گويم 50 .
19 - سهل مقتد است ، وى هفتساله بود كه مرقع پوشيد . به شب بنهخفتى هفتساله 51 ، با خويشتن مىگفتى و در خال مىزاريدى كه مرقع به من درپوش 52 ، پيرى آمد به بصره ، خال 53 وى را گفت كه : مرقع در وى پوش ، كه او را نه وقت دعويست و وقت او را بلا است 54 . خال وى را هفتساله مرقع پوشيد 55 .
20 - و قال سهل فى قوله عز و جلّ : و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا . قال لسانا ينطق عنك لا ينطق عن غيرك ، تفسير سهل است .
21 - و سهل تسترى گويد كه 56 : اللّه پديد آورد خلق را به كرم ، آنگاه فرمان داد به رحمت ، آنگاه پديس داد به تفصيل رياضات 57 .
22 - سهل شصتساله بود وى گويد كه 58 : از فرهيونده ، لا إله إلّا اللّه 59 درست نيايد 60 .
23 - سهل گويد كه : شبى 61 خوش شده بودم به صحرا بيرون شدم كه نفسى زنم 62 ، همه آسمان ستاره نوشته 63 بود كه اللّه اللّه .
24 - سهل گويد كه : شيطان از خفتهى گرسنه گريزد 64 .
25 - شيخ الاسلام گفت كه 65 : از سهل پرسيدند كه : از مسلمانان به كافرى كه نزديكتر ؟ گفت : ممتحن بىصبر .
26 - بو عبد اللّه سالمى گفت : وقتى در شد در سهل ، زاهد ايام خود ، طشتى ديد 66 زرين پرآتش پيش او ، و عودتر در آن سوزان . چون بديد 67 به ديوار باز
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص١٣٥