تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
مغرب و عبدان هيتى 277 به شيراز را 278 آن افتاد 279 : بدايت بازاستدند 280 و به نهايت نقل كردند ، هر دو بر جاى 281 خود بنماندند 282 ؛ و عزيزى 283 مه 284 از عبدان بود . 27 - ابو الاسود راعى بود ، از مشايخ . اوايد 285 كه وقتى اهل را گفت در باديه 286 كه : بدرود باش كه من رفتم . خواهر وى 287 مطهرهء وى 288 از شير پر كرد و فرا وى داد ، و 289 وى برفت 290 . از راه بازگشت و گفت كه 291 : آب 292 ندارم كه طهارت كنم ( 292 ) ، مرا آب 293 واجب‌تر از شير . شير 294 تهى كرد و از آب پر و برفت 295 . و هرگاه كه 296 طهارت خواستيد 297 كرد ، آب فرود 298 آمدى و چون تشنه و گرسنه شدى ، شير فرود 299 آمدى . 28 - شيخ الاسلام گفت كه : مشايخ در باديه آب بنمىخوردند 300 و تيمم نمىكردند . به آب طهارت مىكردند و بر تشنگى صبر مىكردند . بس نيست تا اين ترك نماز و شر 301 تهاون شرع پديد آمده است 302 در ميان متحرمان و مدعيان . و در كتابى است از كتب آسمانى 303 ، و گفته‌اند كه در صحف موسى 304 كه اللّه گفت ، عز جلاله : انما اكرم من اكرمنى و اهين من هان عليه امرى . من او را گرامى كنم 305 كه مرا گرامى دارد ، يعنى فرمان و طاعت و دين وى و دوستان او را ، و خوار 306 كنم او را كه فرمان من خوار دارد . 29 - و فى حديث غريب 307 عن ابن عباس ، عن رسول اللّه ، صلى اللّه عليه و سلم 308 ، قال : قال اللّه تعالى 309 : انى لست بناظر فى حق عبدى ، حتى ينظر عبدى فى حقى . و قال فى خبر آخر : يا معاذ 310 ، هل تدرى ما حق اللّه على العباد ؟ الحديث . و قال لابن عباس 311 : يا غلام ، احفظ اللّه يحفظك 312 .

اختلاف نسخه‌ها

( 1 ) - د : « گفت » ندارد . ( 2 ) - ج : ندارد . ( 3 ) - د : انواعست . ( 4 ) - د : ندارد . ( 5 ) - الف : فقه است و دين . ب : علم دين و فقه است . د : و علم فقه و دين است .