تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
90 - ذرهء بنار ندارد يعنى 91 - ندارد 92 - سلام راح من عادى
على ساكتة الوادى
بيت دوم را ندارد 96 - به آن خداى كه جز از وى 97 - كه هر نيك‌بخت بندهء را هرگز 98 - عزرائيل 99 - روز بار پسين گويد مترس كه به ارحم الراحمين 100 - و به وطن خود مىرسى و . . . 102 - عاريتى است 104 - « شعر » ندارد 106 - ابو بكر سقا گويد كه 109 - سر در گليمى پيچيده 113 - و سر در گليم كشيد گفتند 114 - ديوانه‌ايست فرا او گوئيد كه دعائى كن همين بيت خواند باز سر از گليم بيرون كرد نيمهء بيت بگفت 116 - بايستاد 117 - گفت او دو بيت 118 - جايى ديگر و آن اينست و برخواند 119 - فان جدت الوصل اجبتنى 120 - الغيب 121 - مصرى 123 - ابو بكر دقى آيد و قرافى و شاگرد زفاف مهين آيد 124 - رمضان من سنة 125 - ابو بكر 127 - و بوالحسن نورى و جماعتى از مشايخ صوفيان و قوالان چيزى مىخواندند كورى برخاست 128 - گفت خيز كه وى نشسته بود و اين بيت برخواند 129 -
يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ
، « الآية » ندارد 130 - و هى الآية صفحه 471 - 474 1 - « ايضا » ندارد 2 - ابو بكر التيناتى الاقطع 3 - « تينات » ندارد 4 - و گويند تينات از مصيصه است از ولايت مغرب سلمه است و او يك 5 - نداند چون مىبافت 7 - مؤانست داشت زينهار زمين 8 - در سنه اثنين و اربعين 10 - وى از مغرب بوده به تينات نشست . 11 - با عبد اللّه جلا 12 - « از مشايخ » ندارد 13 - توكل و فراست 15 - رازى گفته كه وى اين دو بيت انشاء كرده بر من 16 - الحل القلب 17 - و محاه الهوى فما . . . 18 - تريه الظنين 21 - و شيخ الاسلام گفت كه وى گفته 22 - 23 - وى وقتى يكى ديد كه بر اب مىرفت گفت اين چه بدعت . . . 25 - وقتى ديگر يكى ديد از مشايخ كه بر هوا مىرفت گفت 26 - و بانگ 28 - تا وى را قبول بود مغرور است 36 - فرا وى كنى 37 - گفت آن كنج كجا بود جايى تو نبينند 43 - خانهء تيناتى