90 - ذرهء بنار ندارد يعنى
91 - ندارد
92 - سلام راح من عادى
على ساكتة الوادى
بيت دوم را ندارد
96 - به آن خداى كه جز از وى
97 - كه هر نيكبخت بندهء را هرگز
98 - عزرائيل
99 - روز بار پسين گويد مترس كه به ارحم الراحمين
100 - و به وطن خود مىرسى و . . .
102 - عاريتى است
104 - « شعر » ندارد
106 - ابو بكر سقا گويد كه
109 - سر در گليمى پيچيده
113 - و سر در گليم كشيد گفتند
114 - ديوانهايست فرا او گوئيد كه دعائى كن همين بيت خواند باز سر از گليم بيرون كرد نيمهء بيت بگفت
116 - بايستاد
117 - گفت او دو بيت
118 - جايى ديگر و آن اينست و برخواند
119 - فان جدت الوصل اجبتنى
120 - الغيب
121 - مصرى
123 - ابو بكر دقى آيد و قرافى و شاگرد زفاف مهين آيد
124 - رمضان من سنة
125 - ابو بكر
127 - و بوالحسن نورى و جماعتى از مشايخ صوفيان و قوالان چيزى مىخواندند كورى برخاست
128 - گفت خيز كه وى نشسته بود و اين بيت برخواند
129 -
يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ
، « الآية » ندارد
130 - و هى الآية
صفحه 471 - 474 1 - « ايضا » ندارد
2 - ابو بكر التيناتى الاقطع
3 - « تينات » ندارد
4 - و گويند تينات از مصيصه است از ولايت مغرب سلمه است و او يك
5 - نداند چون مىبافت
7 - مؤانست داشت زينهار زمين
8 - در سنه اثنين و اربعين
10 - وى از مغرب بوده به تينات نشست .
11 - با عبد اللّه جلا
12 - « از مشايخ » ندارد
13 - توكل و فراست
15 - رازى گفته كه وى اين دو بيت انشاء كرده بر من
16 - الحل القلب
17 - و محاه الهوى فما . . .
18 - تريه الظنين
21 - و شيخ الاسلام گفت كه وى گفته
22 - 23 - وى وقتى يكى ديد كه بر اب مىرفت گفت اين چه بدعت . . .
25 - وقتى ديگر يكى ديد از مشايخ كه بر هوا مىرفت گفت
26 - و بانگ
28 - تا وى را قبول بود مغرور است
36 - فرا وى كنى
37 - گفت آن كنج كجا بود جايى تو نبينند
43 - خانهء تيناتى