گرد كردار گرد بيا بنشين چيزيست به از كردار تو
64 - از خلق خود وحشت كند . . . - ترا به خود آرام
65 - خيران گفت كه اذا
66 - گفت كه چون دل مرد بيدار بود مرد معلق بود
67 - 68 - من طبقة الرابعة ايضا المرتعش
70 - بوده
71 - عراق آيد و ائمهء ايشان
72 - جنيد را ديده سيد بود شيخ الاسلام
73 - سه ايدر عفهء شبلى
75 - + و در قولى ثلث و عشرين
76 - گفته امام طرق
77 - خويشتن خاص نديدهام از وى پرسيدند
78 - اين دو بيت برخواند انشدنا للمرتعش
79 - پرسيدند اى الاعمال . . . - اين دو بيت برخواند
80 - و قال افضل الارزاق
صفحهء 459 - 460 1 - و من الطبقة الرابعة عبد اللّه محمد منازل
2 - كنيت او ابو محمدست
3 - مشايخ بوده
4 - بدان منفرد بود
5 - داشته بود
8 - نصرآبادى آيد كه مردمان به بدنام نبرد در سنه تسع . . .
9 - برفته . « از دنيا » ندارد
10 - و عبد اللّه بن منازل ابو محمد
11 - درين كار درآيدى به زور فضيحت شود
12 - درآيدى قوى شود
13 - و خدمت
15 - گفت اضطرار است درو ترا اختيار
16 - + كه
17 - كه ترا به ضرورت بود ترا
18 - گفته هيچ خير نيست درو كه ذل سؤال و ذل رد و ذل كسب نچشيده بود
19 - عبد اللّه الحداد رازى . . . حق تعالى . . . - در پيرى فروگذارد و يارى ندهد
21 - محمد بن عبد اللّه . . . استحلاب الطاعات بليته . . . - خروج عن المسألة
24 - راه نه در ميان اين هر دو برد
26 - بخشودن بر خلق كه با خلق خالى بى
27 - نيازانى گفت مصطفى را
28 - « من » ندارد
31 - مهمان
صفحهء 462 - 467 2 - از ارمهيه است
3 - « او » ندارد
4 - و بعضى از مشايخ برو . . .
5 - جز ز وى و او عالم
6 - به علوم
7 - استاد ابو بكر رازى آيد
8 - گفت از ابو بكر يزدانيار پرسيدند
10 - بر آن آيد كه وزان نگردد و و از كه به او آمده بود بنكرد گفت
13 - مستقبل چشد چنان كه تلخى
14 - كمينه آيد و آنكه از وجود آيدى هرگز باز نگردد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 935
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٣٥