10 - و شيخ الاسلام گفت كه شيخ بو العباس مسروف
11 - بودم
12 - مىگريستى از صعبى
13 - بازآمدم
14 - بودم
15 - كه شنيده بودم
16 - فقال خلق الاسرار مما منه به دو يعقلها بما ليس منه به دو انشدنا
17 - لاهوى
19 - لا ينال
21 - و قال
23 - خويشتن را مشغول كن . . . در شغل او كند و انشدنا الامام لقد .
24 - لقد حبب الفراغ عليك شغلا و اسباب
صفحه 247 - 248 1 و 2 - عنوان را ندارد . و مطالب بعدى بلافاصله پس از قسمت پس و پيش شده آمده است
3 - خواص است استاد
4 - ابراهيم شيبانى كرمانشاهى است
5 - سوكندى
6 - ابو الحسين على بن رزين
7 - است
10 و 15 - رزينى
11 و 12 - « ايد » ندارد
20 - تاريكى بودى او را روشنى بودى
22 - مغربى بيافريد كه ار اللّه
24 - + كه
26 - دهد
27 - آن من است به نزديك
28 - او است
32 - بنده با او چندان قرب جويد كه تا آن هنگام كه فرد ماند فرد را
33 - سنگى از كوه بجنبيد و پارهپاره مىشد و به هامون مىآمد
34 - گفت
36 - بلا هذه الطائفة و احترقت
37 - لابى عبد اللّه المغربى .
« حتى » به جاى « حبى » در مصراع اول بيت دوم .
40 - يكى آنست
43 - مىباشد
44 - خلق را به او و بهسوى او
49 - بر ايشان ريختهاند و ديدهورى خويش
52 - قوم را سه گروه كرد
53 - ديگر را عزلت و خلوت را از خلق جدا كرد
صفحه 251 - 252 2 - ابو عبد اللّه نتاجى يزيد بن سعيد النتاجى
3 - نام وى بو عبد اللّه نباجى سعيد النباجى
4 - 5 - است امام است منبردار
6 - كتاب زهده و از وى
7 - در آن و وى را ديده
11 - الادب حلية بالاحرار
16 - روشنتر ازو نيست و بدركم قوة
17 - او گويد در تفسير اين العلم الى معرفة
18 - و هم وى گويد
19 - « عليه السلام » ندارد
21 - لا تفرج و آن يك گام است ، « شيخ الاسلام گفت آن يك گام توئى ، چون از خود درگذشتى فرا او
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 902
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٠٢