آنجا به تست .
246 - 248 - و گفت از من به جستن تو يافتى من در حضرت تو بگداختى
255 - و انشدنا الامام لبعضهم تغديك
269 - گفت وى بدانست كه عزيزى
271 - گرفت و بازگشت شعر
273 - 274 - از بدايت از مرد باز ستانند
280 - باز ستدند
281 - نهايت نقد كردند هر دو بر جاى
285 - او بود
287 - خواهر او
288 - او را
294 - از شير تهى
295 - از آب پر كرد و برفت
296 - و هركه كه
297 - خواستى
300 - آب نمى
304 - موسى كه اللّه تعالى گفت جلجلاله
305 - گرامى دارم
311 - 313 - عباس احفظ اللّه يحفظك
صفحه 32 - 36 2 - بشير التميمى ثم اليربوعى كنيته ابو على الكوفى امام من ائمه الدّين و الشرع
3 - از اقران نورى و مالك . . .
5 - در مكه مجاور بوده
6 - 10 - و محبت گفتهاند كه اصل وى به سمرقندزاده و كرمانى اصل
15 - « الخلق » ندارد
18 - 19 - شيخ الاسلام گويد كه
20 - به
21 - بنشكبوم كه نپرستم شعر . . . فى العباس بديع
23 - 26 - وهب بن منبه از تابعين است حكيم است وى مىگويد كه من الله را نه بر بيم پرستم كه من چون بندهء . . .
28 - 29 - مزدور ار طمع و مزد بيند كار كند و ار نه نه
32 - و مهر
33 - 35 - گفت هركه او را مىپرستد بر بيم خود را مى
36 - 37 - از بيم خود مىترسد بطمع نجات . . .
38 - خود را
39 - و او كه
41 - من او را بر بيم و طمع نمىپرستم چون . . .
42 - پرستم كه پرست
45 - رسول عليه السلام و به تقصير خود معترف كه
47 - نه بانم از آنجا كه خيزان و جنبانم
51 - در صحبت مى حرمت نگاه دارم نه به هواى
53 - به مهر و سزاى آنكه او
54 - شعر
55 - 56 - و حبا لذلك اهل كذلك
60 - محمد الرنحى
61 - سفله كيست
62 - + اللّه را . . . گفت مهر اللّه از من خود بارد « لبعضهم » ندارد
64 - عبد الذى تهوى بمطيعا
65 - « و لبعضهم » ندارد
69 - +
الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ
الآية