تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1331

مساهمون:

ص١٣٣١
3 . موضوع بسيار مهم و مؤثر در بقاى جامعهء اسلامى را مسأله رهبرى و خلافت و جانشينى مى شمارد . و در ضمن تكاليف متقابل رهبران و مردم را گوشزد مىكند و اشاره مىكند كه در صورت عدم هم آهنگى و رعايت نشدن حقوق متقابل دستگاه رهبرى و جامعه ، در امور زندگى اجتماعى ، پراكندگى حاصل خواهد شد و مقدمات غلبهء دشمنان فراهم خواهد گرديد . 4 . مسأله مسؤوليت رهبرى را مطرح مىكند كه چگونه بايد يك پيشوا در راه اقامهء عدل كوشا باشد و متوجه باشد كه مسؤول پاسخگويى به كمترين ظلم و ستم و كوتاهى در امور خواهد بود كه در قلمرو فرمانروايى او صورت مى گيرد ، به خصوص غفلت و يا تجاوزى كه در مورد امت انجام مى گيرد و از روى خودخواهى و خلافت مصالح عامه باشد . 5 . بيان رؤس برنامه‌هاى رهبران و پيشوايان ، دربارهء حفظ وحدت جامعه و رفتار متناسب به طوريكه دستگاه فرماندارى ، مورد اعتماد افراد جامعه قرار گيرد . ومأمن و مرجع مطمئنى براى مردم باشد . مانع ايجاد نفاق‌ها ، پراكندگيها در ميان مردم شود ( و به طور مسلم خودش در صدد نفاق افكنى و ايجاد پراكندگى نباشد ) كه اين نفاق ها و خصومت‌هاى داخلى و بى مورد ، موجب خسران دين و دنيا خواهد شد . سپس به مسأله مهم تعيين خط مشى امت اسلامى بعد از هر خليفه مى پردازد . پس از آنكه احساس خود را از سنگينى بار خلافت و شرايط بسيار مهم و ضرورى كه يك پيشوا بايد داشته باشد يادآور شده ، اضافه مىكند كه او با توجه به اين شرايط و اهليت و صلاحيت كه امامت و فرمانروايى لازم دارد ، مدتها در انديشهء اين بود كه فرد شايسته اى را براى اين امر مهم در نظر بگيرد ، تا به عنوان يك تكليف ، وى را به جامعهء اسلامى معرفى كند . بعد از ذكر شمه اى از كوششهاى خود و تحقيقات وتتبعاتى كه در اين زمينه به عمل آورده است و در آن صلاح امت اسلامى را در نظر گرفته است حاصل تلاش خود را در