تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1318

مساهمون:

ص١٣١٨
همين شخص با اينكه به يحيى پسر عبد الله افطس كه نوهء موسى بن جعفر بود ، امان داده بود كه مزاحمتى برايش فراهم نمى آورد ، پس از دستگير ساختن او ، دستور داد مرتبا روزى صد تازيانه به بدنش بزنند و بالأخره از گرسنگى او را كشتند و بعد هم بدنش را زير پايهء ساختمان قرار دادند ! خود عبد الله أفطس نيز كه برادر امام رضا ( عليه السلام ) بود در زمان هارون ، به زندان افكنده شد و مورد آزار قرار گرفت . بديهى است اين گونه رفتارها ، عكس العملهايى در افكار عامه داشت و نارضائىهاى عميقى ايجاد كرده بود كه در اولين فرصت مناسب ، بيم هر گونه انفجار عظيمى ، بر ضد دستگاه خلافت عباسى مى رفت . اشاره با اين نكته نيز لازم است كه در خطه ايران ، مردم نسبت به آل على و امامان شيعه ، علاقه و محبتى خاص داشتند و زمينهء مساعدى از نظر معنوى در دلهاى مردم ايران نسبت به علويين وجود داشت كه در اينجا به طور اختصار از آن ياد مىشود : ايرانيان آگاه و خيرخواه از حكومتهاى گذشتهء خود ، خاطرات خوبى نداشتند ، زيرا با آنان از طرف زمامداران طورى رفتار مى شد كه گويى مردم عادى براى خدمت متصديان امور آفريده شده اند و بايستى بدون چون و چرا فرمانگزار آنان باشند ! اين بود كه مردم با آشنايى به اسلام و درك سادگى و طبيعى بودن مقررات آن ، شيفتهء اسلام شدند و طالب برقرارى حكومت اسلامى گرديدند . اما با ملاحظهء اينكه زمامداران و متصديان امورى كه پس از پيغمبر اسلام ، قدرت را در دست داشتند بر خلاف آنچه اسلام مى خواست عمل مى كردند ، مردم ايران هدف‌هاى اسلام را كه عرضه شده بود عملا در آن حكومتها نمى يافتند ، لذا به سوى " على " كه حق خلافت او ، مورد تعدى قرار گرفته بود متوجه شدند . به ويژه از آن نظر كه على ( عليه السلام ) مخالف سرسخت تبعيضات و تقسيم مردم به عنوان عرب و عجم بود ، و هر كدام را سهم خاصى قائل مى شدند . آرى آثار دورانهاى جاهليت و رسوم غير انسانى ، و تحميلى و طبقاتى آن ، هنوز به كلى ريشه كن نشده بود . از اين رو ، بعد از وفات پيامبر گرامى اسلام عده اى سعى مى كردند
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1318 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي