تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1321

مساهمون:

ص١٣٢١
جديد در افكار عامه ايجاب مى كرد . با توجه به همهء اين اوضاع و احوال قرار شد از امام رضا ( عليه السلام ) براى حضور در مركز خلافت اسلامى كه از حدود كشورهاى عربى به ايران منتقل شده بود ، دعوتى به عمل آيد .

مقدمات دعوت

مأمون از علاقهء ايرانيان به آن امام بزرگوار آگاهى داشت . او كه پس از كشتن برادرش امين " مرو " را به عنوان مركز خلافت اسلامى برگزيده بود با مشورتى كه با مشاوران خود از قبيل " فضل بن سهل " كه وزير اعظم و مورد اعتمادش بود و نژاد ايرانى داشت ، به عمل آورد ، قرار شد از امام رضا براى آمدن به مرو دعوت به عمل آورد . ايرانيان نسبت به بنى عباس بدبين شده بودند و آن بدبينى ناشى از اعمال گوناگونى بود كه از جمله مطالب زير را مى توان يادآورى كرد : الف ) قتل ابى مسلم خراسانى توسط منصور خليفهء دوم عباسى كه در راه استقرار حكومت عباسى متحمل زحمات فراوانى شده بود . ب ) نابود كردن برمكيان و حذف آنان از مديريت كشور . ج ) حبس و قتل امام هفتم شيعيان ، حضرت موسى بن جعفر ( عليه السلام ) . د ) رفتار غير عادلانه به عنوان حاكم و فرمانروا ، با قشرهاى مختلف جامعه . ه‍ ) مسلط كردن متملقان و وابستگان بر شئون ديگران و تقرب آنان در دستگاه حكومتى . و ) عياشى و ولخرجيهاى بى حد و حساب متصديان امور و إتلاف بيت المال مسلمين . اينها از يك طرف و علاقهء خاص ايرانيان به مذهب تشيع و امامانى كه هميشه از طرف دستگاههاى حاكم ، خود و طرفدارانشان مورد بى اعتنايى و آزار و محروميت قرار گرفته بودند از طرف ديگر ، راه حل جديدى را به خاطر مى آورد ، و اين همان بود كه با دعوت مأمون از امام رضا ( عليه السلام ) به مركز خلافت ابراز مى شد .

عكس العمل امام

در هر حال امام رضا ( عليه السلام ) براى اينكه به مأمون و كار گزاران او بفهماند كه از مقاصد