تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1319

مساهمون:

ص١٣١٩
همان خودخواهيها و خودكامگى ها و تحميل خود و خانواده و قوم را كه سابقا در لباس رياست بر قبيله و نظائر آن ريشه دوانده بود ، در پوششى نو در سايه تعاليم اسلامى توجيه كرده ، زنده و برقرار نگهدارند و شكلهاى قانونى و مردم پسند به آنها بدهند كه البته اين كارى بر خلاف خواست اسلام و جريان طبيعى آن بود كه پس از ظهور اسلام انتظار آن مى رفت . روش على و ساير امامان شيعه ، از امام حسن و امام حسين تا حضرت موسى بن جعفر ( عليه السلام ) كه سالهاى سال از اواخر عمرش در زندان خليفه و عمال ستمگرش گذرانده بود . زمينهء بسيار مساعدى را فراهم ساخته بود كه در جامعهء اسلامى ( و يا لااقل يك ناحيه آن ) حكومتى نمونه ، از آنچه اسلام مى خواست تشكيل شود و تحت نظارت و مديريت و رهبرى امامى از خاندان على قرار گيرد . دوره ، دورهء امام رضا بود ، بزرگوارى كه آوازهء دانش و پاكى او ، به همهء اقطار اسلامى رسيده بود ، اما امكان بهره بردارى از افكار بلند او فراهم نبود . پدرش ساليان متمادى را در زندان گذرانده بود و خودش مدتها تحت نظر دستگاههاى حاكم و مراقبت آنان بود . آرى خلفاى گذشته راضى نبودند كه اين چهره‌هاى پاك ، براى جامعهء اسلامى شناخته شوند ، زيرا بيم آن را داشتند كه اگر مردم با آنان و كمالاتشان آشنا شوند ، بىمايگى خود آنان و متملقانى كه در دستگاه آنان حاكم بر مقدرات مردم شده بودند و صلاحيتى نداشتند ظاهر گردد . آن گروه عارى از اسلام كه از اسلام فقط رياست و بهره‌بردارى از آن را براى خود مى خواستند و به اهداف اسلامى و تأمين و احياء آن هدفها ، نظرى نداشتند ، اسلام با آن شعاع وسيعى كه پيغمبر خدا آن را ترسيم كرده بود مورد عنايت آنان نبود ، تا در راه شناسايى و تأمين و احياء آن كوشا باشند ، اسلامى كه مى خواهد همهء افراد بشر در سايهء زندگى انسانى و مبتنى بر عدل و مساوات ، سعى و مجاهده در راه كمال ، امكان رسيد ن به كمالات برتر و بالاتر را داشته باشند . به همين جهت ، حضرت على و امامان معصوم شيعه را كنار گذاشتند و مقاصد اسلامى را در مسير ديگرى انداختند . هم چنان كه در طول تاريخ اسلامى نيز مكرر از اين انحراف مسيرها ملاحظه مىشود .