تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
قطراتى كه پس از ريختن آب در ظرف مى ماند و جز يك زندگى پست كه مانند زمين شوره زار است . مگر نمىبينيد به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى نمى گردد و نتيجهء آن ، اين است كه مؤمن ، خواستار شهادت در راه حق مىشود و به راستى مرگ را بجز سعادت ، و زندگى با ستمكاران را جز ملالت و سختى نمى بينم . نوع مردم ، برده و بندهء دنيا هستند و نام دين را تنها بر زبان مىرانند تا روزى كه زندگيشان بر وفق مراد باشد ، از دين دم مى زنند ، ولى اگر در محاصرهء بلاها قرار گيرند و به بوتهء آزمايش درآيند ، معلوم مىشود كه دين داران حقيقى تعدادشان اندك است " . آنگاه زهير بن قين برخاست و گفت : " يابن رسول الله ! ما سخنان تو را شنيديم . اين دنياى فانى نزد ما ارزشى ندارد . اگر هم دنيا پايدار بود و ما در آن جاويدان بوديم ، كشته شدن در راه تو را بر آن زندگى هميشگى دنيا ترجيح مى داديم " . بعد از او هلال بن نافع بجلى ايستاد و گفت : " به خدا قسم ما از شهادت و مرگ باكى نداريم و بر همان نيت و بصيرت خود ، باقى هستيم . با دوستان تو دوست و با دشمنانت دشمنيم " . پس از او برير بن خضير برخاست و گفت : " اى پسر پيغمبر ! به خدا قسم ، خداوند به وجود تو بر ما منت گذاشت كه براى يارى تو بجنگيم و بدنهاى ما در راه تو قطعه قطعه شود و در عوض ، جدت ، روز قيامت شفيع ما باشد " .

ورود حسين ( عليه السلام ) به كربلا

راوى مى گويد : سپس حسين ( عليه السلام ) از جا برخاست و سوار شد ، ولى لشكر حر گاهى از رفتن ممانعت مى كردند و گاهى از عقب او مى آمدند ، تا آنكه روز دوم محرم به سرزمين كربلا رسيدند . چون حضرت حسين ( عليه السلام ) وارد آن زمين شد ، پرسيد : " نام اين زمين چيست ؟ " گفتند : " كربلا " گفت : " خداوندا ! به تو پناه مىبرم از غمها و بلاها " . پس از آن فرمود : " اينجا محل اندوه و بلاست . پياده شويد . اينجا جاى پياده شدن و محل ريختن خون ما و جايگاه قبور ماست . اين خبر را جدم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به من فرموده است " .