تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
امام مجتبى ( عليه السلام ) در پاسخ شخصى كه نسبت به صلح آن حضرت ، اعتراض داشت انگشت روى اين حقايق تلخ گذاشت ، عوامل و موجبات اقدام خود را بيان نمود امام در پاسخ وى فرمود : " من به اين علت حكومت و زمامدارى را به معاويه واگذار كردم كه اعوان و يارانى براى جنگ با وى نداشتم ، اگر يارانى داشتم شبانه و روز با او مى جنگيدم تا كار يكسره شود . من كوفيان را خوب مى شناسم بارها آنان را امتحان كرده ام . آنها مردمان فاسدى هستند كه اصلاح نخواهند شد ، نه وفا دارند نه به تعهدات و پيمانهاى خود پاى بند ، و نه دو نفر با هم موافقند ، بر حسب ظاهر نسبت به ما اظهار اطاعت و علاقه مى كنند ولى عملا با دشمنان ما همراهند " . ( 1 ) پيشواى دوم كه از سستى و عدم همكارى ياران خود به شدت ناراحت و متأثر بود ، روزى خطبه اى ايراد فرمود وطى آن چنين گفت : " در شگفتم از اين مردمى كه نه دين دارند و نه شرم و حيا ، واى بر شما ، معاويه به هيچ يك از وعده‌هايى كه در برابر كشتن من به شما داده است ، وفا نخواهد كرد ، اگر من با معاويه بيعت كنم وظيفهء فردى خود را بهتر از امروز مى توانم انجام بدهم ، والى اگر كار به دست معاويه بيفتد ، نخواهد گذاشت آيين جدم پيامبر را در جامعه اجرا كنم . به خدا سوگند اگر ناگزير شوم زمامدارى مسلمانان را به معاويه ، واگذار كنم ، بدانيد زير پرچم حكومت بنى اميه هرگز روى خوش و شادمانى نخواهيد ديد و گرفتار انواع اذيتها و آزارها خواهيد بود . هم اكنون انگار به چشم خود مى بينم كه فردا فرزندان شما بر در خانه فرزندان آنها ايستاده درخواست آب و نان خواهند كرد . آب و نانى كه مال فرزندان شما است و خداوند آن را براى فرزندان شما قرار داده است . ولى بنى اميه آنها را از در خانه خود رانده و از حق خود محروم خواهند ساخت " . آنگاه امام افزود : " اگر يارانى داشتم كه در جنگ با دشمنان خدا ، با من همكارى مى كردند ، هرگز
هامش
1 . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 147 - احتجاج طبرسى ، ص 157 .