تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
نخست در صدد بود از معاويه امتيازات مادى گرفته از زندگى راحت و مرفهى برخوردار شود و اگر مخالفتهايى با معاويه مى كرد ، براى تأمين و تضمين اين امتيازات بود . اسناد تاريخى زنده اى در دست است كه نشان مىدهد اين تهمتها كاملا بى اساس است و با حقايق تاريخى به هيچگونه سازگار نمى باشد زيرا اگر پيشواى دوم نمى خواست با معاويه بجنگد ، معنى نداشت به گردآورى سپاه و بسيج نيرو اقدام كند . در صورتى كه به اتفاق مورخان ، امام مجتبى ( عليه السلام ) سپاهى ترتيب داد و آماده جنگ شد ، لكن از يكسو به واسطه عدم هماهنگى و چند دستگى سپاه امام ( عليه السلام ) و از سوى ديگر در اثر توطئه‌هاى خائنانه معاويه ، نيروهاى نظامى حضرت پيش از آغاز جنگ و بدون برخورد نظامى ، از هم پاشيده شد و مردم از اطراف امام ( عليه السلام ) پراكنده شدند ، امام به ناچار ، از جنگ خوددارى نمود و به پذيرفتن ، صلح مجبور شد .

مردم پيمان شكن !

همانطور كه در گذشته گفته شد ، مردم عراق و كوفه يك دل و يك جهت نبودند و مردمى متلون و بى وفا و غير قابل اعتماد بودند ، هر روز زير پرچمى گرد مى آمدند و همواره تابع وضع موجود و قدرت روز بودند و به اصطلاح نان را به نرخ روز مى خوردند ، براساس همين روحيه بود كه همزمان با بحران آرايش سپاه و بسيج نيروهاى طرفين ، عده اى از رؤساى قبايل و افراد وابسته به خاندانهاى بزرگ كوفه ، به امام خيانت كرده و به معاويه نامه نوشتند و تأييد و حمايت خود را از حكومت وى ، ابراز نمودند و مخفيانه او را براى حركت به سوى عراق تشويق كردند و تضمين نمودند كه به محض نزديك شدن وى امام حسن ( عليه السلام ) را تسليم او ، يا ترور كنند . معاويه ، عين نامه ها را براى امام مجتبى ( عليه السلام ) فرستاد و پيغام داد كه چگونه به اتكاء چنين افرادى حاضر به جنگ با وى شده است ؟ ( 1 )
هامش
1 . ارشاد مفيد : مؤيد اين معنى ، پاسخى كه امام مجتبى ( ع ) به يكى از شيعيان داد ، امام ضمن پاسخ سوال او كه چرا دست از جنگ كشيد ، فرمود : " سوگند به خدا ! اگر با معاويه جنگ مى كردم ، مردم مرا تسيلم او مى كردند ! " ( بحار ، ج 44 ، ص 20 ) .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 507 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي