اخلاق و رفتار ، و چنين روحيه سراسر عبادت و كوشش در راه خدا - آنچنان كه بعضى از
مورخان مبالغه جو نوشته اند - علاقه و توجه خارج از حد متعارف به مسأله ازدواج و
زناشوئى از خود نشان دهد . جالب توجه است منشاء اين منقولات ، همان تاريخنگاران
دربار اموى مى باشند . . . .
كسانى كه چنين اخبارى را نقل كرده اند در اصل سه يا چهار نفر بيشتر نبودهاند و بقيهء
ناقلين در كتب وآثار خود ، به گفتههاى آنان استناد جسته اند و اين شايعه را دامن زده اند .
اما آن چهار نفر عبارتند از : " يحيى بن العلاء ، ابوالحسن مدائنى ، شبلنجى ( صاحب
نور الأبصار ) وابوطالب مكى " . اينك به معرفى و گزارشات آنان مى پردازيم :
1 . يحيى بن العلاء : در كافى از يحيى بن العلاء دربارهء كثرت ازدواج و طلاق امام
حسن ( عليه السلام ) روايتى شده است كه آن جناب پنجاه زن را طلاق داد و حضرت امير ( عليه السلام ) در منبر
كوفه فرمود اى مردم ! به حسن زن ندهيد زيرا كه او مطلاق ( كثير الطلاق ) است !
بايد دانست كه يحيى بن العلاء قاضى منصور دوانيقى بوده و خود منصور هم درباره ء
جعل چنين رواياتى با او همدست بوده است زيرا سادات حسنى ( عبد الله بن حسن مثنى
و پسران او ابراهيم و محمد ) كه در زمان خلافت منصور عليه او خروج كرده بودند
موقعيت منصور را متزلزل نموده و او براى اين كه سادات حسنى را در نظر مردم منفور
جلوه دهد ، به جعل چنين اباطيل واكاذيبى دست مى زد و امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) را كه
نياى آنان بود مورد تهمت و افتراء قرار مى داده است تا اصل و ريشه را از بيخ و بن درآورده
باشد . چنان كه به نوشتهء مسعودى مورخ مشهور هنگامى كه منصور عبد الله بن حسن را
دستگير كرد خطبه اى خواند و حضرت امير و اولادش را مورد لعن و نفرين قرار داد و
نسبت به امام حسن ( عليه السلام ) هم مطالبى ناروا گفت و اضافه كرد كه : " وأقبل على النساء يتزوج
اليوم واحدة ، ويطلق اخرى ، فلم يزل لذلك حتى مات فراشه " . ( 1 )
" و به زنان رو آورد و هر روز يكى را تزويج مى كرد و ديگرى را طلاق مى داد و هميشه بر
هامش
1 . مروج الذهب ج 1 ، ص 190 نقل از پاورقى ص 75 ترجمهء مقاتل الطالبيين .