چو با آيات قرآني ، شوى مَحْرم ؛ ز هر لفظي * براي معنى آيات ، جويى ترجُمانى را
ز ظاهر ، سوى باطن شو ، ز حدّ بر مُطَّلَع رو كن * ز ممكن وز مكان بنگر ، وجوب لامكانى را
سُوَيداى دل از سَوْداى پرسود پيمبر دان * ز دل بزدا ، سواد فتنهء آخِر زماني را
بسى ننگ است كانسان ، گرد كمتر از خودى گردد * ز سگ كمتر نهاى ، بگذار نعش استخوانى را
بزير سايهء آن رو ، كه أبرش سايهبان باشد * اگرچه جسم چون جانش ، نگيرد سايهبانى را
كنم تفسير خود ، تقديم روح اعظمى ، كز دل * بيان ميكرد ، منطوقِ كلام آسمانى را
بسى شادم كه با قرآن ، شدم زي حكمت وعرفان * بمهر أهل بيت از جان ، فدا كردم جوانى را
سراپا غرق عِصيانم ، مگر خلّاق إنس وجان * كند با مغفرت عنوان ، گناه انس وجانى را
گلستانى است اين تفسير وگلچين ، نسل آينده * به « نوشين » ميدهد دادار ، اجر باغبانى را
اثر طبع غلامحسين رضانژاد « نوشين » مؤلّف ونويسندهء تفسير سورهء حمد ، موسوم به « تمهيد المباني يا تفسير كبير بر سورهء سبع المثاني » تهران چهاردهم فروردين ماه سال يك هزار وسيصد وهشتاد ودو شمسي ؛ ساعت شش ونيم بعد از ظهر روز پنجشنبه ؛ برابر با سىام ماه محرّم الحرام سال هزار وسيصد وبيست وچهار هجرى قمري ، ومطابق با سوّم آپريل سال دو هزار وسه ميلادي ؛
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
.