« قصيدهاى أثر طبع مؤلّف » « در توصيف قرآن وتقديم اين تفسير برسول خداوند منّان »
بخوانى گر دقيق وژرف « تَمهيدُ المَبانى » را * بدانى حرف حرف سورهء « سَبعُ المَثانى » را
ز قرآن وأحاديث است ؛ أصل وفرع تفسيرم * به برهانها مُدلّل بين ، كتاب آسمانى را
بسى در عمق هر لفظي ، زدم غوّاصگون ، غوطه * مگر يابم دُرِ شهوار ، اسرار معاني را
در اين گنجينه گوهرها ، نهفته فاخِر وغلطان * كزان ، نقّاد آموزد ، ره گوهر فشانى را
نيابى يا بس ورَطبى ، در اين تفسير ، بىمأخذ * كه شد جَفَّ القلم در خوردْ ، اين رَطبُ اللّسانى را
مرا ، در قلعهء توحيد ، سنگرهاست ، از بُرهان * كه در هر كنگره بيني ، رَصَدها ، ديدهبانى را
چه پردازم بهر تأليف ؛ كز تصنيف وامانم * ز قرآن جويم ارْ جويم ، ره جاويدمانى را
بحدّ وظاهر قرآن ، هزاران غيب بنهفته * ز ظاهر دان ، اگر دانى ، بطون غيب دانى را
اگر با مركب قرآن بتازى ، در صف هيجا * بوَد هر آيهات ، دِرْعى ، بنه ، برگُسْتُوانى را