« تقسيم الهى در سورهء حمد »
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم وبه نستعين »
آنگاه كه بنوشتن شرحي كبير بر كتاب « فصوص الحكم » شيخ أكبر - محيى الحقّ والمعرفة والدّين - ابن عربى طائى آندلسى پرداخته ودر پايان شرح كتاب مزبور به « فصّ حكمة فرديّة ، في كلمة محمّدية » رسيدم ، در مبحث حقيقت محمّدى خواندم كه نشئه خلقي آنحضرت بر سه أصل أحديّت ذاتي وصفاتى وافعالى قائم است كه ميتوان اين أصول را بباطن نوري وروحي ، وبرزخ نفساني وظاهر يا هيكل جسماني أو تعبير كرد ؛ وهريك از اين سه أصل باعتباري عين ديگرى بوده وبلحاظى غير از آنست ؛ وبهمين دليل در باب سرايت رحمت رحماني در موجودات ونيز در مثلّث نشئه وحقيقت محمّدى ، بنقل حديثي از آنحضرت مبادرت كرده است كه فرمود : « حبّب الىّ من دنياكم ثلاث :
النّساء والطّيب وقرّة عيني في الصّلاة » يعنى أصول حقيقت وجود من عبارتند از سه چيز كه پروردگارم مرا بدوست داشتن آنها برانگيخت وآن أصول سهگانه عبارتند از محبّت زنان وعطر يا بوى خوش واقامهء نماز ، كه خنكى چشم ونور ديدگان من در شمار است .
سپس با شرح وتوضيح هريك از اين أصول سهگانهء مزبور ودقّت در پيرامون آنها ، بتفصيل بحث وتحقيق در خصوص صلاة پرداخته وبدين عبارت رسيدم كه چون عبد ميگويد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
خداوند تعالى فرمايد : بندهام بنام من آغاز كرد وباسم أعظم بذكر من پرداخت ؛ وچون ميگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
حضرت حقتعالى فرمايد : بندهام به سپاسگزارى وحمد گفتن من مبادرت كرد ؛ وچون در نماز ميگويد :
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
حقّ فرمايد : بذكر صفت فعلى وثناى من برحمت سريانى وانتشارى اقدام نمود ؛ وچون بندهام ميگويد :
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
خدا ميفرمايد : عبد
و