نفاق عبارت است از : بيباك بودن در دروغ گفتن ، خيانت كردن به ديگران ، شدت بىحيائى ، دعواهاى پوچ بىمعنى كردن ، خائن بودن چشم ، سبك عقلى ، كم حيا بودن ، به معاصى اهميت ندادن ، دينداران را خوار شمردن ، گرفتاريها و ابتلائات دينى را سبك و بىارج ديدن ، خود پسندى و خود بينى ، دوست داشتن مدح ، حسدورزيدن ، دنيا را بر آخرت ترجيح دادن ، عمل شر را بر اعمال خير مقدم داشتن ، تمايل پيدا كردن بر سخنچينى ، لهو و لغو را دوست داشتن ، بر اهل فسق و ظلم همراهى كردن ، از اعمال نيكو رو گردان شدن ، اهل خير را كوچك شمردن ، كارهاى زشت خود را نيكو ديدن ، كارهاى نيكوى ديگران را بد انديشيدن ، و امثال اينها .
[ ( شرح ) ]
شخص منافق روى حقيقت معتقد به شريعت نبوده ، و هدف معين و مرام مخصوص و عقيدهء ثابتى ندارد ، و گفتار و رفتار او بر خلاف باطن و قلب او است ، اينست كه به مقتضاى حال و مقام و موافق اعتقاد اشخاص متدين تظاهر به دين و اعتقاد مىكند ، دروغ مىگويد ، ادعاى بىحقيقت مىكند ، خود بينى و خودستايى مىنمايد ، حق و اهل حق را كوچك و خوار مىشمارد ، از كارهاى باطل و اعمال زشت و از ظلم و لهو و شر خوددارى نمىكند ، و به جز تأمين زندگى دنيوى و تحصيل مال و عنوان هدفى ندارد .
گوئيا باور نمىدارند روز داورى ، كاين همه قلب و دغل در كار داور مىكنند
( [ قسمت دوم از ] متن )
و قد وصف الله المنافقين في غير موضع ، فقال عز من قائل : و من الناس من يعبد الله على حرف فان أصابه خير اطمأن به و ان أصابته فتنة انقلب على وجهه خسر - الدنيا و الآخرة ذلك هو الخسران المبين و قال عز من قائل ايضا في صفتهم : و من الناس من يقول آمنا با لله و باليوم الآخر و ما هم بمؤمنين يخادعون الله و الذين آمنوا و ما يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٥٦