به دنيا شده و دنيا را به سوى خود دعوت مىكند ، و همچنين مواضعى را كه زينتهاى دنيوى و جلوههاى آن در آن مواضع ظاهر مىشود .
[ ( شرح ) ]
عبرت از عبور كردن است ، و در مورد عبور نظرى و قلبى اطلاق مىشود ، پس عبرت و اعتبار ؛ به معنى پند گرفتن و نتيجه اخذ كردن و به نظر معنوى در نتايج امور و قضايا و حوادث نگاه كردن ، و از جريان صورى به معنى و نتيجه عبور كردن است . البته رسيدن به اين مقام متوقف است به حصول تقوى ، و تقوى هنگامى حاصل مىشود كه شهوات نفسانى و علائق دنيوى از دل بيرون رفته ، و در مقابل جلوهها و زينتها و تظاهرات مادى فريفته نگردد .
عبرت گرفتن يا از تكوينيات و جهان خلقت است ؛ مانند عبرت از تغيير و تبدل و فناء و زوال موجودات و عوالم انسان و حيوان و نبات و جماد ، و از حالات گوناگون و اختلافات و تظاهرات و جلوههاى امور مادى . و يا از اعمال و آثار ؛ مانند اطاعت و معصيت و اخلاق و اعمال و رفتار مردم و نتايج و ثواب و عقاب و كيفرهايى كه مترتب مىشود .
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو ، يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو تكيه بر اختر شب دزد مكن كاين عيار ، تاج كاووس ببرد و كمر كيخسرو گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش ، دور خوبى گذرانست نصيحت بشنو آسمان گو مفروش اين عظمت ، كاندر عشق ، خرمن مه به جوى خوشه پروين به دو جو
( [ قسمت دوم از ] متن )
و العبرة تورث صاحبها ثلثة اشياء : العلم بما يعمل و العمل بما يعلم ، و العلم بما لا يعلم ( لم يعلم ) و العبرة اصلها اول يخشى آخره و آخر قد تحقق الزهد في اوله ، و لا يصح الاعتبار الا لاهل الصفاء و البصيرة ، قال الله تعالى : * ( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الأَبْصارِ ) * ، و قال الله عز و جل ايضا : * ( فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ) * ، فمن فتح الله عين قلبه و بصيرته بالاعتبار فقد أعطاه منزلة رفيعة و ملكا عظيما .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٤٦