تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
حاصل شود ، و اگر آن را بجويد و طلب كند ، طمع براى او حاصل شود ، و اگر آن را مدح و تعريف نمايد ؛ لباس رياء به تن خود مىكند ، و اگر آن را بخواهد ، خود پسندى در دل او برقرار مىشود ، و چون به آن تكيه و اعتماد كند ، دچار غفلت و توأم با آن مىشود ، و چون متاع و لذائذ دنيوى را پسندد ، به معرض امتحان و ابتلاء در آمده و از دنيا نمىتواند استفاده كند ، و اگر شروع به جمع مال و به دست آوردن دنيا كرد ؛ در نتيجه دنيا او را در آتش جا خواهد داد . [ ( شرح ) ] تشكيل زندگى دنيوى و تشريح آن به همين خصوصيت و نقشه اى است كه نموده شد ، و اما جهت تناسب و ارتباط اين صفات با أعضاء : تكبر : به معنى خود بينى و خود را بزرگ شمردن ، كه اولين مرحلهء انحراف از حقيقت ، و در اثر قدم اول به سوى دنيا كه محبت به زندگى دنيوى است ، و در اثر افكار فاسد و محجوبيت عقل و ضعف تعقل ، حاصل مىشود . حرص : پس از محبت به دنيا ، شوق و علاقهء شديد پيدا كردن به آنست ، مانند نظر كردن با چشم كه توجه و ميل را مىرساند ، و به وسيلهء آن توجه شديد عملى مىشود . طمع : در صدد جمع كردن دنيا بودن ، و هميشه منتظر بدست آوردن فرصت بودن ، براى تحصيل منافع دنيوى از هر راهى كه باشد . و چون گوش وسيلهء بدست آوردن اخبار و اطلاعات بوده و هميشه مترصد است براى تحصيل خبرهاى مفيد ؛ از اين لحاظ طمع به جاى گوش از هيكل زندگى دنيوى استعمال شده است . رياء : خود نمايى است ، و آن زبان هيكل زندگى دنيوى است ، و مانند زبان وسيلهء نشان دادن و اظهار مقامات و حالات خود است . عجب : خود پسندى است ، و چون پاى كه تنها وسيلهء رسيدن و حركت به سوى مقصود مادى بوده ، و به آن اتكاء مىشود . غفلت : نقطهء مركزى دائرهء زندگى مادى است ، و به جاى قلب بدن است كه جريان زندگى دنيوى از آن نقطه شروع كرده و به سوى آن بر مىگردد . فناء : زندگى دنيوى رنگ ثابتى ندارد ، و به هر رنگى باشد تغيير پيدا مىكند ، و از اين لحاظ بهترين معرف رنگ او رنگ فناء است . زوال : چون زندگى دنيوى پيوسته در تبدل و اختلاف و فناء است ، پس در نتيجه ،