( [ قسمت دوم از ] متن )
فان لم تكن ( لم تتمكن ) فالعزلة ، و ان لم تقدر فالصمت و ليس كالعزلة ، و ان لم تستطع فالكلام بما ينفعك و لا يضرك و ليس كالصمت ، و ان لم تجد السبيل اليه فالانقلاب في الاسفار من بلد الى بلد و طرح النفس في بوادى ( برآرى ) التلف بسر صاف و قلب خاشع و بدن صابر ، قال الله تعالى : * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ - تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها ) * .
[ ( ترجمه ) ]
پس اگر نتوانى به اين خصال عمل كنى مىبايد عزلت اختيار كرده و از اجتماعات مردم كه مفيد نيست بر كنار شوى . و اگر از گوشه نشينى هم عاجز باشى ، تا مىتوانى سكوت اختيار كرده و از حرف زدنى كه صد در صد مفيد نيست پرهيز كن ، و البته فوائد عزلت و آثار مفيد آن بيشتر از صمت است .
و اگر نتوانى صمت و سكوت را شعار خود قرار بدهى ، مواظب باش كه سخن و كلامى را كه به ضرر دين و دل تو است نگويى ، و متوجه باش كه ساكت نشستن و صمت اختيار كردن بهتر از آنست كه سخن بگويى و در عين حالى كه مراقب و مواظب خود هستى خود را در معرض ضرر و خطر بگذارى .
و اگر از مراقبت در حرف زدن نيز عاجز باشى ، لازمست از شهرى به شهر ديگر و از آن آبادى به آبادى ديگر حركت كرده و پيوسته با مسافرت و غربت بسر برى . آرى تحمل زحمات سفر و صبر به رنج غربت ، و خود را در معرض خطر و تلف قرار دادن ، بهتر از آنست كه دل و دين خود را از دست بدهد ، ولى مشروط به آنكه صفا و سلامتى دل محفوظ مانده ، و با خضوع
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٠٢