فيما اشتبه طهارته بالشبهة الحكمية ، و إن كان مما ينتهى إليها فيما لا حجة على طهارته و لا على نجاسته ، إلا أن البحث عنها ليس بمهم ، حيث إنها ثابتة بلا كلام ، من دون حاجة إلى نقض و إبرام ، بخلاف الاربعة ، و هى : البراءة و الاحتياط ، و التخيير و الاستصحاب ، فإنها محل الخلاف بين الاصحاب ، و يحتاج تنقيح مجاريها و توضيح ما هو حكم العقل أو مقتضى عموم النقل فيها إلى مزيد بحث و بيان و مؤونة حجة و برهان ، هذا مع جريانها فى كل الأبواب ، و اختصاص تلك القاعدة ببعضها ، فافهم .
شرح
تنها در موردى فقيه به آن منتهى مىشود كه در چيزى كه طهارت [ و نجاست ] آن با شبههء حكميه « 1 » [ - شبههاى كه ناشى از نبود نصّ ، يا اجمال نصّ و يا تعارض دو نص با هم است ] ، مشتبه شده شك كنيم - هرچند در صورت نبودن دليل بر طهارت يا نجاست - جز آنكه بررسى اين قاعده ، مهّم نيست ؛ زيرا اين قاعده بىهيچ سخن [ و اختلاف نظرى ] ثابت است ، بىآنكه نيازى به نقض و اشكال [ و بحث و گفتگو ] باشد ، بر خلاف اصول اربعهء [ يادشده ] كه [ اختلاف نظر در آن فراوان است از اينرو نيازمند بحث و گفتگو است و آن اصول ] عبارتند از : برائت ، احتياط ، تخيير و استصحاب ، زيرا اين اصول ، محل اختلاف نظر ميان اصحاب است و تنقيح مجارى [ اين اصول ] و توضيح آنچه عقل در اينها حكم كرده ، يا آنچه در اين اصول ، عموميت ادلّهء نقلى مقتضى است نيازمند بحث و بيان و اقامهء حجت و برهان است . اين [ نكته در اصول عمليه ] افزون بر جريان يافتن اين اصول در هرباب [ از ابواب فقهى ، از طهارت تا ديات و از سوى ديگر ] اختصاص داشتن قاعدهء طهارت ، فقط به برخى از ابواب است [ مانند :
باب طهارت فقط . از اينرو ، از اصالت طهارت بحث نمىكنيم ] ، فافهم .
هامش
( 1 ) . گفته نشود : قاعدهء طهارت بهطور مطلق ، قاعدهء شبههء موضوعيه است ، زيرا طهارت و نجاست ، از موضوعات خارجىاى است كه شرع از آن كشف مىكند .
زيرا [ در پاسخ ] گفته مىشود : اوّلا : اين سخن را نمىپذيريم ، بلكه طهارت و نجاست از احكام وضعى شرعى هستند ، و بدين جهت در شرايع - برحسب مصالحى كه موجب شرعيتشان شده - مورد اختلافاند ، چنان كه پنهان نيست .
ثانيا : طهارت و نجاست اگر چنان [ كه گفتيد هم ] باشند ، شبهه در آنها در مواردى است كه - بخاطر نبودن دليل بر يكى از آن دو - شبهه حكميه باشد ، زيرا در اين صورت ، مرجعى براى رفع آن شبهه ، جز شارع وجود ندارد ، و هر شبههاى كه چنين باشد ، فقط حكميه است . ( مؤلف قدّس سرّه )