تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
گفت : « 1 » « در مسجد نشسته بوديم و عبداللّه قرائت قرآن مىكرد كه حذيفه آمد و گفت : اين قرائت ، قرائت ابن ام عبد و قرائت ابو موسى اشعرى است ، به خدا سوگند اگر زنده بمانم و نزد عثمان بروم ، به او پيشنهاد خواهم كرد كه قرائتها را يكى كند » و در روايت ديگرى آمده است كه گفت : « پيش حذيفه و ابو موسى و عبد اللّه بن مسعود نشسته بودم ، حذيفه گفت : اهل بصره قرآن را به قرائت ابو موسى مىخوانند و اهل كوفه به قرائت عبد اللّه ، به خدا قسم اگر نزد خليفه بروم به او پيشنهاد خواهم كرد كه اين مصحفها را در آب بشويد . » طبرى و ابن ابى داود از ايوب سختيانى ( 68 - 131 ه ) نقل مىكنند كه ابو قلابه ( متوفى ميان سالهاى 104 و 107 ه ) گفت : « 2 » در خلافت عثمان معلمى قرائت شخصى را تعليم مىكرد و معلمى ديگر قرائت شخصى ديگر را تعليم مىداد و كودكان آنها را مىآموختند و ميان آنها اختلاف مىافتاد و اين اختلاف به گوش معلمان مىرسيد . ايوب مىگويد : بيش از اين نمىدانم كه گفت : بعضى از آنها بعضى ديگر را به خاطر قرائت تكفير مىنمودند . موضوع به گوش عثمان رسيد ، پس خطبه‌اى خواند و گفت : « شما كه نزد من در قرآن اختلاف مىكنيد و آن را غلط مىخوانيد ، مردم شهرهايى كه از من دور هستند بيشتر در قرآن اختلاف خواهند كرد و آن را غلط خواهند خواند . اى اصحاب محمد همگى جمع شويد و براى مردم نسخه‌اى را كه امام و پيشوا باشد بنويسيد . » و بدين گونه انگيزه‌هاى بسيارى سبب شد كه عثمان به اين فكر بيفتد كه مردم را بر مصحف واحدى كه رسم و هجاى آن يكى باشد وادار كند و آنها را بر يك قرائت جمع نمايد ، قرائتى كه عمومى است و عموم صحابه در مدينه و شهرهاى ديگر آن را قبول دارند و آن همان قرائت زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بود كه زيد آن را در خلافت ابوبكر نوشته بود .

ثانيا : پايان كار و مباشران آن

اولين اقدامى كه خليفه سوم براى انجام اين كار به عمل آورد ، اين بود كه در مدينه براى مردم كه بسيارى از صحابه در ميان آنها بودند خطبه‌اى خواند و با آنها مشورت نمود و آنها
هامش
( 1 ) بنگريد به : المصاحف ، ص 14 - 13 . ( 2 ) طبرى : تفسير ، ج 1 ، ص 61 و ابن ابى داود ص 21 و بنگريد به : دانى : المقنع ص 7 .