تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
سالهاى خلافت ابوبكر گذشت و در اين سالها آن كار عظيم كه موجب حفظ قرآن شد ، انجام يافت و باعث مصونيت كامل قرآن در صحيفه‌هايى كه در دار الخلافه محفوظ بود ، گرديد . سپس خلافت عمر نيز كه ايام فتح مسلمانان در همه جوانب بود ، سپرى شد و اين فتوحات فرصتى را پيش آورد كه مسلمانان بخصوص نسل جديدى كه از صحابه اخذ مىكردند ، با همديگر ملاقات كنند و به درس قرآن بپردازند و آن را با همديگر مذاكره كنند . هر يك از آنها قرآن را به همان صورتى مىخواند كه از يكى از اصحاب شنيده و ياد گرفته بود و آن صحابى هم از پيامبر ياد گرفته بود . و شك نيست كه قرائتهاى اصحاب كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم دريافت كرده بودند ، بسيارى از وجوه حروف هفتگانه را در برداشت و نسل تابعين اين قرائتها را از كسانى كه از صحابه دريافت كرده بودند ، آموخته بودند و در بعضى از وجوه قرائتها به همديگر مراجعه كرده بودند و بعضى از آنها ادعا مىكردند كه قرائتشان از قرائت ديگران صحيح‌تر است . مظاهر اين حالت در خلافت عثمان بن عفان نمود بيشترى داشت . روايات صورتهاى گوناگونى از اين اختلاف در قرائت را در سطحهاى مختلفى ارائه مىدهد كه از ميدان جنگ گرفته تا صحنهء تعليم و اختلاف آموزگاران با شاگردانشان را فرا گرفته بود . به نظر مىرسد كه اختلاف مسلمانان در قرائت كلماتى از قرآن زياد شده بود و اخبار آن به گوش خليفه و بزرگان صحابه رسيده بود و آنها را به انديشه وادار كرده بود كه چگونه و با چه وسايلى آثار خطرناك اين اختلاف را از بين ببرند . صحابى بزرگ عبد اللّه بن مسعود به عنوان معلم و فقيه ساكن كوفه شده بود . طبق روايات ، اين شهر شاهد بيشترين اختلاف درباره قرائت بود . ابن حجر نقل مىكند كه عمر بر ابن مسعود قرائت ( عتى حين ) را كه همان ( حتى حين ) است خرده گرفت و به او نوشت : قرآن با لهجه قبيله هذيل نازل نشده است . مردم را به خواندن با لهجه قريش وادار كن نه با لهجه هذيل . اين جريان به زمان پيش از تعيين يك قرائت توسط عثمان مربوط مىشود . « 1 » ابن ابى داود نقل مىكند : « در عراق كسانى بودند كه يكى از ديگرى آيه‌اى را مىپرسيد . وقتى آيه را قرائت مىكرد ، او مىگفت : من منكر اين قرائت هستم و اين مسأله ميان مردم
هامش
( 1 ) فتح البارى ، ج 1 ، ص 402 .