تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
امام كه در مدينه استنساخ شد و به شهرها ارسال گشت ، وجود داشته و قبول آنها واجب است و نبايد چيزى از آنها را انكار نمود . و مهدوى اشاره مىكند كه هر دو وجه مطابق با چيزى است كه قرآن بر آن نازل شده و لذا هر دو وجه اثبات شده تا هر گروهى آن را مطابق روايت خود بخوانند . و از سخن دانى و ابن عبد الكافى فهميده مىشود كه مسلما اين حروف به همين صورت از طرف خداوند نازل و از پيامبر شنيده شده و چون جمع آن در يك مصحف محال بود لذا ميان مصاحف پراكنده شد تا امت آنها را حفظ كنند و چيزى را آن ضايع نشود . پيش از اين بارها گفته‌ايم كه قول راجح اين است كه مصاحف عثمانى بر اساس يك قرائت نوشته شده است . بنابراين ، ادعاى اثبات اين حروف جهت محافظت بر قرائتهاى مختلفى كه رسم مصحف آن را تحمل نمىكند و مشمول رخصت حديث حروف هفتگانه است ، محل ايراد و اشكال است ، زيرا منظور از يكسان كردن مصاحف ، اثبات فقط يك وجه است و وجوه مخالف رسم بيشتر از اين حروف معدودى است كه در مصحفهاى امام به صورت مخالف يكديگر آمده است . به نظر مىرسد كه در تفسير اين پديده ، اين قول به واقعيت نزديكتر است كه بگوييم : دو وجهى كه در يك حرف روايت شده ، نزد صحابه كه متولى نسخه بردارى مصاحف بودند ، از لحاظ شهرت و شياع هر دو به يك حد بوده است و لذا يكى را در يك مصحف و ديگرى را در مصحفى ديگر اثبات كرده‌اند و گويا آنها جز يك حرف ننوشته‌اند . بنابراين ، آنچه در مصحفهاى امام نوشته شده يك حرف يعنى يك قرائت است ، مگر اين چند حرف معدود كه در آنها دو وجه مساوى وجود دارد و صحابه يكى را در بعضى از مصاحف و ديگرى را در بعضى ديگر از مصاحف ثبت كرده‌اند و اين كار يا از روى قصد و اراده انجام گرفته و يا بالا بودن و نزديك هم بودن دو وجه باعث شده كه آنها را در مصاحف ثبت كنند گويا كه از دو وجه به منزله يك وجه هستند . اين مطلب را سخن ابن حجر عسقلانى درباره اشتمال مصحف عثمانى بر همه يا بعضى از حروف هفتگانه نيز به دست مىآيد ، آنجا كه مىگويد : « حق اين است كه آنچه در مصحف جمع آورى شده همان چيزى است كه بر نزول آن اتفاق نظر و قطع وجود دارد و