مصحف شهرشان و بر اساس آنچه از قاريان قبلى روايت كردهاند ، خواندهاند ، « 1 » و براى همين است كه ابو عمرو دانى گفته است : ما نمىتوانيم با توجه به قرائت پيشوايان قرائت شهرها به كيفيت ثبوت وجهى در مصاحف آن شهرها ، يقين حاصل كنيم مگر اينكه روايت صحيحى از مصاحف آنها در دست داشته باشيم ، زيرا قرائت آنها در موارد بسيارى مطابق با رسم مصحف شهرشان نيست . آنگاه دانى ، قرائت ابو عمرو بن علاء را مثل مىزند كه آيه « يا عبادى لا خوف عليكم » ( زخرف 43 / 68 ) را با ياء خوانده در حالى كه مصحف اهل بصره بدون ياء است و آيه « و اكون من الصالحين » ( منافقون 63 / 10 ) را با واو و نصب خوانده در حالى كه در تمام مصاحف بدون واو و با جزم آمده است و در آيه « و اذا الرسل وقّتت » ( مرسلات 77 / 11 ) با واو از ماده وقت خوانده در حالى كه در تمام مصاحف با الف آمده است . دانى مثالهاى ديگرى هم مىزند و سپس مىگويد : اينكه اين فصل را بيان كردم و به آن توجه دادم به خاطر اين است كه چون كسانى را از قاريان عصر خود ديدهام كه به گردآورى مواردى از هجاى مصاحف پرداختهاند و منظورشان همين معناست و آن را اصلى قرار دادهاند و بدين گونه موارد زيادت و نقصانى را كه در قرائت قاريان آمده به مصاحف شهر آنها نسبت دادهاند و اين يك نوع اشتباهى است كه ناشى از عدم توجه به روايت و افراط در كودنى و اندك بودن تحصيل است ، زيرا جايز نيست كه ما به چگونگى مسأله يقين حاصل كنيم مگر به وسيله خبرى كه از پيشوايان گذشته نقل شده و يا روايت صحيحى كه از دانشمندان متخصص اين علم و كسانى كه در نقل خود درستكار هستند ، رسيده است ، و همانگونه كه گفتيم ، اگر چنين باشد دلالت بر مطلب مىكند « 2 » .
آنچه دانى در اينجا ذكر كرده بر اين معنا تأكيد مىكند كه هم هجاى كلمات در مصاحف و هم قرائت قاريان شهرها هر دو مبتنى بر روايت و نقل است و يكى تابع ديگرى نيست ، هر چند كه رسم مصحف يكى از اركان قرائت صحيح مىباشد ، ولى از آنجا كه پيشوايان قرائت در شهرها بر قرائتى استوار شدهاند كه مطابق با خط مصحف شهرشان است ، لذا انتظار مىرود كه قرائت آنها موافق با خط آن مصحف باشد . اما گاهى روايات
هامش
( 1 ) مهدوى : ص 121 .
( 2 ) المقنع ، ص 114 - 113 .