است و الف بعدى همان صورت همزه است « 1 » .
زمحشرى در مورد زيادت الف در چنين مثالهايى گفته است : « 2 » « اگر بگويى كه چگونه در « ولا اوضعوا » در خط مصحف الفى افزوده شده است ؟ مىگويم : پيش از خط عربى فتحه به صورت الف نوشته مىشد و خط عربى نزديك نزول قرآن اختراع شد و از آن خط اثرى در طبعها مانده بود و لذا صورت همزه را الف نوشتند و فتحهء آن را نيز الف ديگرى نوشتند ، مانند ( اولا اذبحنّه ) » .
پيش از اين به عقيدهء بعضى از علما اشاره كرديم كه آنها حركات كوتاه را حروف تصور مىكردند و اين مطلب از چندين نفر از علماى عربى نقل شده ، از جملهء آنهاست ابو اسحاق ابراهيم سدّى ( متوفى 311 ه ) و ديگران . « 3 » ولى اين عقيده دليل ندارد ، بلكه آنچه از تاريخ علامتهاى حركات در كتابت سامى معروف است آن را نفى و نقض مىكند به طورى كه شرح آن گذشت .
ابو عمرو دانى راجع به اين الف گفته است : زيادت الف در ( ولا اوضعوا ) و ( أولا اذبحنّه ) به خاطر چهار چيز است ( البته اين در صورتى است كه زايد در آنها همان الف منفصل از لام باشد و همزه همان علامت متصل به لام باشد به طورى كه اصحاب مصاحف گفتهاند ) :
اول ، اينكه الف صورت فتحهء همزه است چون فتحه از آن اخذ شده است .
دوم ، اينكه الف خود حركت است نه صورت آن ، و اين بنابر عقيده عربهاست كه حركات را حروف مىپندارند .
سوم ، اينكه الف بر اشباع فتحهء همزه و كشيدن آن در تلفظ دلالت مىكند چون همزه پنهان است و مخرج آن دور است و در واقع الف براى فرق گذارى ميان حركتى كه آشكار مىشود و حركتى كه به نوعى مخفى مىشود ، آمده است و اين اشباع و كشيدن براى تأكيد حروف نيست و عقيدهء هيچ يك از قاريان چنين نمىباشد بلكه آن جهت پاين بردن صدا
هامش
( 1 ) بنگريد به : هجاء مصاحف الامصار ، ص 97 .
( 2 ) الكشاف ، ج 2 ، ص 217 .
( 3 ) دانى : المحكم ، ص 126 و لبيب ، برگ 34 ب .