تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
محكم كردند ، ولى صولى پس از نقل اين مطلب مىگويد : اين كار جز در طبع خليل واقع نمىشود . « 1 » ابن در ستويه نظريه خليل را با تفصيل بيشترى نقل كرده و آن اينكه « الف با واو جمع نوشته مىشود بدان جهت كه محل قطع صداى مدّ مخرج همزه است ، و واو جمع در واقع واو نيست ، بلكه حرف مدّ است و حروف مدّ تكيه گاهى در دهان ندارند ، ولى دهان براى اداى آنها گشاد مىشود و از بالاترين و يا پايين‌ترين مخرج از مخارج حروف هوا خارج مىشود و در آنجا كه ابتداى مخرج همزه است قطع مىگردد و در ميان حروف سه گانه مد از لحاظ صدا هيچ يك مانند الف شبيه همزه نيست و لذا ميان اين واو كه حرف مدّ است و واوى كه هوايى نيست با زيادت الف فرق گذاشته شده است ، و اينكه الف را براى اين كار برگزيدند ، به همان علت بوده كه گفته شد » « 2 » . صاحب كتاب « المبانى » در مقدمه گفته است كه خليل مىگويد : « 3 » « الفى بعد از واو جمع در ( قالوا ، امروا ، نهوا ) اضافه مىشود ، چون ضمه مانند مدّ است و مد در مخرج همزه قطع مىشود ، پس او معتقد شده كه واو به همزه شبيه شده و لذا الفى بعد از آن اضافه شده چون الف با همزه موافق است و واو با مدى كه با همزه قطع مىشود مشابهت دارد » . با اينكه اين روايتها در بيان نظريه خليل و فهم كلام او درباره طبيعت حروف مد يا حركات بلند ، اتفاق نظر دارند ، ولى در بيان سبب افزايش الف اختلاف دارند . چيزى كه از كلام سيبويه فهميده مىشود اين است كه مجرد انقطاع صداى حركات بلند در موضع همزه ، سبب افزايش الف است ، ولى مطلبى كه در كلام صولى آمده بود كه آن را با الف محكم كردند ، اشاره به نوعى تأكيد دارد . ولى از چه چيزى اطمينان حاصل كردند ؟ آيا فقط از مجرد انقطاع ضمه بر همزه است يا از ترس مخلوط شدن ضمه با آن مىباشد ؟ اين چيزى است كه در روايت صاحب كتاب « المبانى » روشن مىشود كه گفت : « او معتقد است كه واو به همزه شبيه شده و لذا الفى بعد از آن اضافه شده چون الف با همزه موافق است و
هامش
( 1 ) صولى : ادب الكتاب ، ص 246 . ( 2 ) ابن درستويه : الكتاب ، ص 44 . ( 3 ) ص 160 .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 316 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى