تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
براى فتحه بلند به كار مىبرد ، تكميل سازد و آن را به تمام فتحه‌هاى بلند تعميم دهد ، خواه در آخر كلمه باشد يا وسط آن . اما استعمال علامت فتحه بلند در وسط كلمات چندان شايع نشد ، و شايد لازم بود كه قرنها بگذرد تا اين استعمال به مرحله‌اى برسد كه استعمال دو علامت كسره و ضمه كه قرنها از آن مىگذشت رسيده بود . جز اينكه كتابت عربى پس از اسلام فرصت استعمال گسترده اين علامت را فراهم كرد و كاتبان از آن زمان به بعد اين استعمال را تعميم دادند « 1 » . نويسنده مصحفها از صحابه پيامبر ، كتابت عربى را با تمام خصوصيات آن در جهت نشان دادن اصوات صامت و نشان دادن حركات بلند ، در ثبت نص قرآنى به كار گرفتند و اشاره به كسره و ضمه بلند ، كاملتر از اشاره به فتحه بلند بود و اين به دليل قديم بودن استفاده از علامت واو و ياء در نشان دادن ضمه و كسره و جديد بودن استفاده از علامت همزه ( الف ) در نشان دادن فتحه بلند بود كه بعضى از نسخه برداران مصاحف آن را در وسط بعضى از كلمات آوردند و در وسط بعضى ديگر از كلمات نياوردند و خواهيم ديد كه اثبات علامت فتحه بلند در وسط بعضى از كلمات و عدم اثبات آن در وسط بعضى ديگر از كلمات ، تابع اساس و قاعده‌اى است كه از بررسى و تتبع مثالهايى كه اين علامت در آنها آمده و مثالهايى كه در آنها نيامده به دست مىآيد . و خلاصه اينكه اثبات يا عدم اثبات اين علامت تابع حجم كلمه است ( يعنى عدد حروفى كه هجاى كلمه از آن تشكيل يافته است ) و چون حروف كلمه بيشتر باشد علامت فتحه بلند اثبات نمىشود . اين مطلب را به زودى
هامش
( 1 ) در اينجا چندان اهميت ندارد كه عواملى را كه به اين دوگانگى در استخدام اين سه علامت منجر شد ، بشماريم و به همين جهت اشاره كوتاهى مىكنيم به قضيه مربوط به اصوات لغت و تاريخ تطور آن از يك سو و نگارش و روشهاى آن در تطور ظواهر لغت از سوى ديگر . بعضى از لغت شناسان جديد ( دكتر كمال محمد بشر : دراسات فى علم اللغة ، ج 1 ، ص 59 و 73 و پس از آن ) و دكتر رمضان عبد التواب ، ص 354 و پس از آن ) معتقدند كه اين استخدام مربوط به تبديل و تحول صداهاى همزه و واو و ياى صامت در مثالهاى خاصى به صداهاى حركات بلند است ولى شكل كتابت اين مثالها به همان شكلى كه پيش از اين تغيير و تحول بود باقى ماند و از همين جا اين دوگانگى در دلالت رموز اين اصوات صامت سه گانه پديدار شد و آنها از يك سو نشانه‌هايى براى صداهاى صامت هستند كه در اصل استعمال آنها بود و از سوى ديگر به كم تحولى كه در دلالت اين اصوات صامته به وجود آمد ، به صداهاى حركات بلند هم دلالت مىكنند . اين دگرگونى - همان گونه كه پيشتر گفتيم - در كتابت آرامى براى و او و ياء چند قرن پيش از ميلاد و براى همزه ( الف ) چند قرن بعد از ميلاد حاصل شد و تحول همزه در كتابت نبطى متاخر نيز به عمل آمد تا هم به همزه و هم به فتحه بلند دلالت كند .