مصحف عثمان را كه از خزاين بعضى از حاكمان بيرون آمده بود مشاهده كرده و اثر خون عثمان را نيز در آن ديده است ، « 1 » و دانى ( متوفى 444 ه ) اشاره مىكند كه بعضى از حروف را در مصاحف قديمى بررسى كرده است و مثلا مىگويد : مصحف جامع كهنهاى را ديده است كه در اوّل خلافت هشام بن عبد الملك در سال صد و ده نوشته شده و تاريخ آن در آخر مصحف آمده است . « 2 » . همچنين ابن كثير « 3 » ( متوفى 774 ه ) و ابن الجزرى « 4 » ( متوفى 833 ه ) روايت كردهاند كه آنها بعضى از مصاحف قديمى را در جامع دمشق و مصر ديدهاند كه بر پوست نازك نوشته شده بود .
اين روايتها اشاره مىكنند به اينكه احتمال دارد مصاحف اصلى عثمانى روزگار درازى در مساجد جامع موجود بوده است ، بخصوص اگر به ياد بياوريم كه اين مصاحف تا چه حد مورد احترام بوده است . آنها مصاحف مادر بودند كه مردم شهرها مصاحف خود را از روى آنها نوشتهاند و اين پس از اجماع امت اسلامى بر بىاعتبارى مصاحف ديگر در خلافت عثمان بوده است .
ملاحظه مىشود كه پيشوايان روايات رسم در موارد بسيارى مىگويند كه كلمه معينى را در مصحف امام يعنى همان مصحف عثمان ديدهاند ، مانند رواياتى كه از ابو عبيد « 5 » و عاصم حجدرى « 6 » و يحيى بن حارث « 7 » و ابو حاتم « 8 » نقل شده است . و شايد كلمهء مصحف امام شامل تمام مصحفهايى مىشد كه به دستور عثمان نوشته شد و در شهرى از شهرها قرار گرفت و منظور مصحف مدينه يا مصحف خصوصى عثمان نيست ، و اى بسا شامل مصحفهاى بزرگ ديگرى هم باشد كه در مساجد جامع براى قرائت يا نسخه بردارى از
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 15 و علم الدين سخاوى : الوسيله ، برگ 13 ب و ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 150 و شاطبى در « العقيله » به دو روايت مالك و ابو عبيد و اختلاف آنها اشاره كرده است ( بنگريد به : ابن القاصح ، ص 17 ) .
( 2 ) المحكم ، ص 87 .
( 3 ) فضائل القرآن ، ص 49 .
( 4 ) النشر ، ج 1 ، ص 455 .
( 5 ) بنگريد به : المقنع ، ص 15 و 35 و 38 و 53 و موارد ديگر .
( 6 ) بنگريد به : همان مصدر ، ص 34 و 40 و 41 و 45 و 48 و موارد ديگر .
( 7 ) همان مصدر ، ص 90 .
( 8 ) همان مصدر ، ص 92 .