تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مثالهايى كه در اين موضوع بيان كرده ، مقام اوّل را دارد ولى نبايد در اين بحث خود را از مثالهاى ديگرى كه تأليفات علماى ديگر به دست مىدهند ، محروم كنيم مانند : « هجاء مصاحف الامصار » تأليف احمد بن عمار هدوى كه معاصر با دانى بود و با اين كتاب مختصر است و غالب مصادر خود را ذكر نكرده ، در عين حال دستمايهء خوبى است كه مثالهاى دانى در المقنع را تأييد مىكند . همچنين فصل مهمى را كه ابو عبيد در فضائل القرآن راجع به اختلاف مصاحف آورده فرو گذار نمىكنيم ، زيرا كه آن قديمىترين مصدر موجود در اين زمينه است ، و همين طور است فصولى كه ابن ابى داود در كتاب خود « المصاحف » آورده و نيز آنچه كه ابوبكر انبارى در كتاب خود « ايضاح الوقف و الابتداء » ذكر كرده است . او موادّ برجسته‌اى ارائه كرده كه منبع بسيارى از نويسندگان بعدى شده است . به اضافه مثالهايى كه فقط در بعضى از مصادر مانند كتاب ابو طاهر عقيلى و ابن وثيق و ديگران آمده است . مصادرى كه ذكر كرديم همان منابعى است كه در بحث از بررسى و توصيف مثالهاى رسم عثمانى از آنها استفاده خواهد شد و در زمينه پژوهش در اين مثالها و تلاش در پيدا كردن تفسير درست براى آنها ، از مجموع مصادرى كه در اين موضوع به دست ما رسيده چه چاپى و چه خطى استفاده خواهيم كرد بخصوص از شروح دو قصيدهء : رائيه و المورد كه در پيشاپيش آنها شرح جعبرى بر رائيه و ابن عاشر بر المورد قرار دارند . « 1 »
هامش
( 1 ) كتابهايى كه درباره رسم به دست ما رسيده بخصوص كتابهاى قديمى بسيار محدود است و قديمىترين آنها همان فصلى است كه ابو عبيد ( متوفى 224 ه ) در كتاب فضائل القرآن آورده و نيز آنچه كه ابن ابى داود ( متوفى 316 ه ) در كتاب المصاحف دارد و پس از اينها كتابهاى مهدوى و ابن معاذ جهنى و دانى درباره رسم است و بيشتر تأليفاتى كه به دست ما رسيده مربوط به پس از اين دوره است . شك نيست كه بر كتابهاى علوم قرآنى همان رفته است كه بر كتابهاى ديگر فرهنگ اسلامى رفته و بيشتر آنها دستخوش تلف و نابودى قرار گرفته است : همان گونه كه ابن الجزرى روايت مىكند كه او سعى كرد كه بر كتاب ابو العلاء همدانى ( متوفى 569 ه ) كه در طبقات القرّاء تاليف كرده ، دست پيدا كند ولى نتوانست . اين مطلب را در غاية النهايه ( ج 1 ص 204 ) چنين تصور كرده است : « از مدتها پيش آرزو داشتم كه اين كتاب يا قسمتى از آن را پيدا كنم ولى حتى به برگى از آن هم دست پيدا نكردم و كسى را نديدم كه ذكرى از آن به ميان آورد و ظاهر اين است كه اين كتاب ضمن كتابهايى كه در واقعه چنگيز خان از بين رفته ، نابود شده است » و چقدر واقعه‌هايى كه مانند واقعه چنگيز خان اتفاق افتاده و ميراث اين امت را از ميان برده است ولى نور اين فرهنگ در پشت پرده نمانده و نسلها آن را از يكديگر نقل كرده‌اند و در اين ميان به قرآن اهتمام بيشترى داده شده چون قرآن اساس اين فرهنگ و رهنمون آن است و همچنان گرانبهاترين چيزى است كه به مردم