تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
اصطلاح رسم در زمينه بحثهاى قرآنى به مطالبى دلالت مىكند كه مربوط به چگونگى كتابت كلمات در مصحف باشد ، البته از لحاظ عدد حروف و نوع آن نه از لحاظ شكلها و صورتهاى حروف ، زيرا كه قسمت دوم تا حد زيادى از كوششهايى كه در مدرسه فنى خط عربى به عمل آمده ، متأثر شده است و اين بدان جهت است كه بررسى خط عربى حداقل از قرن اوّل هجرى به بعد ، ميان دو مدرسه تقسيم شد : اولى مدرسه علمى و لغوى و هدف آن عبارت است از نشان دادن صداهاى عربى با حروف نوشته شده و اختصاص هر صدايى به يك علامت نوشتارى كه به آن دلالت كند . در كنار اين مدرسه علمى براى كتابت ، مدرسهء ديگرى نيز پديد آمد كه فنى بود و هدف آن بهينه كردن رسم حروف و زيبا سازى آن و توجه به حروف از لحاظ زيبايى متصل و منفصل بود و خطّاطها در طول قرون در اين زمينه كار را به اوج خود رسانيدند . « 1 » قسم اوّل از دو قسم ياد شده ، حوزه بحث پژوهشگر لغوى و قسم دوم حوزهء فعاليت خطاط و مورخ خط است و ما در اينجا به بررسى لغوى كتابت عربى به طور عموم و رسم مصحفى به طور خصوص ، نظر داريم و بحثها و مناقشات مربوط به قسم ديگر مورد نظر ما نيست ، « 2 » زيرا كه « اصل خط يكى است و شكل هر يك از حروف معجم در تمام خطوط
هامش
كار خواهيم برد مگر اصطلاح « رسم » را كه از همان آغاز جهت تعبير از خط مصحف به كار رفته است . بايد بدانيم كه رسم مصحف به عثمان بن عفان نسبت داده شده ، و لذا به آن « رسم عثمانى » هم گفته مىشود . ( بنگريد به : دكتر صبحى صالح ، ص 275 ) شك نيست كه اين كار پس از ارسال مصاحفى كه به دستور او در مدينه نسخه بردارى شد ، به شهرها بوده و نام او با نام اين مصحفها و با روش كتابت آنها پيوند خورده است . در اين بحث ، هر كجا كه اصطلاح « رسم عثمانى » را به كار برديم ، غالبا نظر ما همان رسم مجرد است پيش از آنكه علما آن را كامل كنند و آن همان است كه به علم رسم شهرت يافته است يعنى همان چيزى كه موقع نسخه بردارى نوشته‌اند و اگر اصطلاح « رسم مصحفى » را به كار برديم ، غالبا منظور از آن رسم و ضبط هر دو است . ( 1 ) بنگريد به : دكتر خليل محمود عساكر : طريقة لكتابة اللهجات العربية الحديثة بحروف عربية . مقاله‌اى در مجله مجمع اللغة العربية در قاهره ، 1955 ، ج 1 ص 181 . ( 2 ) به طور كلى بايد توجه داشت كه خطى كه به خط كوفى شهرت دارد در مصاحف قرون اوليه هجرى غلبه يافته است ولى از قرن چهارم هجرى به بعد خط كوفى در رسم مصاحف در برابر خطوط آسان بخصوص خط نسخ جا خالى كرد و در عين حال به كارگيرى خط كوفى تا قرن ششم ادامه يافت تا اينكه با همت خطاطان ، خطوط ديگر برگزيده شد . اهل مغرب نوعى از خط كوفى را تغيير دادند و از آن خطى كه امروز به خط مغربى شهرت دارد متولد شد . خطوط ذكر شده انواع متعددى دارد كه