ديگرى كه هر شخصى را به اين راه مىكشاند و شايد مهمترين آنها دو عامل باشد : « 1 » اوّل اينكه ما لغتى را تصور نمىكنيم مگر اينكه صورت كتابى آن به ذهن ما مىآيد ، بلكه بعضى از لغتهاى قديمى تنها از طريق متنهاى مكتوب شناخته مىشود . دوم اهميت ويژهاى كه كتابت در زندگى بشر دارد . بنابراين كتابت و تاريخ آن مانند لغت و تاريخ آن در كنار هم هستند و مانند دو جادهاند كه به يك ميدان وسيع مىرسند و آن ميدان فرهنگ بشرى است .
نياز به بررسى كتابت و مشكلات آن به صورت شديدترى در زمينه بررسى لغت عربى احساس مىشود . علاوه بر اهميتى كه كتابت دارد ، مىبينيم كه لغويهاى قديمى گاهى از شكل كتابت متأثر شدهاند و از تلفظ غفلت كردهاند و براى همين ، در قواعد و احكام لغوى دچار اوهام و اشتباهات شدهاند . « 2 » اين نياز در مورد تحقيقات قرآنى به طور عموم و در بررسى قرائتها به طور خصوص شديدتر مىنمايد ، زيرا موافقت با رسم مصحف يا كتابت قرآن يكى از شرايط صحت قرائت است ، البته اگر روايت آن صحيح باشد و با عربيت مطابقت كند .
پيش از آنكه درباره ويژگيهاى رسم عثمانى و روش نگارش كلمات و ميزان وفادارى علامتهاى نوشتارى با حروف ، تحقيق كنيم و پيش از بررسى پايههاى رسم و عواملى كه در شكلگيرى صورت كلمات دخالت دارند ، بر ما لازم است كه راه را براى بيان مصادر اين بحث هموار سازيم . اين كار از لحاظ تاريخى در مورد نمونهها و هيأتهايى كه علما از چگونگى رسم كلمات در مصاحف عثمانى و مصاحف استنساخ شده از آن در عصرهاى بعدى روايت مىكنند ، اطمينان خواهد داد ، و ترديدهايى را كه درباره صحت روايات علما راجع به صورتهاى اختلاف رسم بعضى از كلمات در مصاحف عثمانى وجود دارد ، از ميان خواهد برد « 3 » و بر اين مطلب تاكيد خواهد كرد كه اين رسم همان واقعيت كتابت عربى
هامش
( 1 ) . 539 .Hockett , p.
( 2 ) . بنگريد به : دكتر رمضان عبد التّواب ، ص 352 .
( 3 ) استاد محى الدين عبد الرحمن رمضان در مقدمه تحقيق خود بر كتاب هجاء مصاحف الامصار تأليف ابو العباس احمد بن عمار مهدوى كه آن را در مجله معهد المخطوطات العربيه ( مجلد 19 ج 1 سال 1973 ) صفحه 64 - 63 نشر داده ، درباره