مىشوند ، خواهد داد . او سكهها را گرفت و به اتاق بالايى رفت و مدتى طول كشيد تا برگردد .
همينكه برگشت ده سكه را جلوى من گذاشت اما سكهها سكههاى قبلى نبود يعنى آن ششتايى كه به نام امام رضا عليه السّلام ضرب شده بود برداشته شده و شش سكه معمولى به جاى آن گذاشته شده بود . گفت :
فرمودند :
ما را در اين سكهها حقى نيست ، همانجايى كه نذر كردهاى بيانداز ، اما سكههايى را كه به نام جدّ ما ضرب شده برداشتيم و شش سكهء رايج به جاى آن فرستاديم و تو اين تبديل را از ما بپذير .
[ به آن زن گفتم : ] توقيعى از آن غايب از نظر عليه السّلام براى قاسم بن علا در آذربايجان صادر شده و يك نسخه از آن نزد من است ، آن را به شخصى كه توقيعات آن حضرت عليه السّلام را ديده ، عرضه نما مىخواهم بدانم آيا نسخهء من صحيح است يا نه ؟
گفت : توقيع را به من بده كه من آنها را مىشناسم . و من دريافتم كه خود او به توقيعات آشناست . توقيع را به او دادم ، گفت : اينجا خواندن آن برايم ممكن نيست و برخاست و به اتاق بالايى رفت و بعد از مدتى بازگشت و گفت : نسخهء توقيع ، صحيح است . سپس گفت ، مىفرمايند :
چگونه بر پيامبر صلوات مىفرستى ؟
گفتم ، با اين جمله :
أللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و بارك على محمّد و آل محمّد كأفضل ما صلّيت و باركت و ترحّمت على إبراهيم و آل إبراهيم إنّك حميد مجيد .
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: السيد هاشم البحراني
ص٢٧٩