تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
شيعيان و ديگران همراه ما هستند و ما نزد آقاى خود ابو محمد ، حسن بن على عليهما السّلام اموالى را مىآوريم . گفت : آن اموال كجاست ؟ گفتند : همراه ماست ، گفت : آن‌ها را به نزد من آوريد . گفتند : اين اموال داستان جالبى دارد ، گفت : داستانش چيست ؟ گفتند : اين اموال از عموم شيعه به صورت يك دينار و دو دينار گردآورى مىشود ، سپس همه را در كيسه‌اى مىريزند و سر آن را مهر مىكنند و چون اين اموال را نزد آقاى خود ابو محمد عليه السّلام مىآورديم مىفرمود : همهء آن چند دينار است و چند دينار آن از كى و هردينار آن از چه كسى است و نام همهء آن‌ها را مىگفت و نقش مهرها را هم مىفرمود . جعفر گفت : دروغ مىگوييد . شما به برادرم چيزى را نسبت مىدهيد كه انجام نمىداد . اين‌كه مىگوييد علم غيب است و كسى جز خدا آن را نمىداند . راوى مىگويد : چون آن‌ها كلام جعفر را شنيدند به يكديگر نگريستند و جعفر گفت : آن مال را نزد من آوريد . گفتند : ما اجير و وكيل صاحبان اين اموال هستيم و آن را تسليم نمىكنيم مگر به همان علاماتى كه از آقاى خود - حسن بن على عليه السّلام - مىدانيم . اگر تو امام هستى ، براى ما بيان كن و الا آن را به صاحبانش باز مىگردانيم تا هرچه خود صلاح بدانند انجام دهند . راوى مىگويد : جعفر به نزد خليفه - كه آن روز در سامرا بود - رفت و عليه آن‌ها حيله كرد و خليفه ايشان را احضار كرد و گفت : آن مال را به جعفر تسليم كنيد . گفتند : خداوند امير المؤمنين را خير دهد . ما اجير و وكيل صاحبان اين