سكوت حكمتآميز
محمد بن صالح مىگويد :
وقتى ابن عبد العزيز ، « باداشاله » را به زندان افكند نامهاى به [ محضر مبارك امام عصر عليه السّلام ] نوشتم كه دربارهء او دعا كنند و اجازه دهند كنيزى اختيار كنم تا داراى فرزند شوم و توقيعى اينچنين برايم صادر گرديد كه :
او را اختيار كن و خداوند آنچه مىخواهد را انجام مىدهد و خداوند ، زندانى را خلاص مىگرداند . « 1 »
پس آن كنيز را براى داشتن فرزند اختيار كردم و فرزندى به دنيا آورد و بعد از آن مرد و آن زندانى در همان روزى كه توقيع به دستم رسيد ، آزاد شد .
همچنين مىگويد : ابو جعفر گفت ، فرزندى برايم به دنيا آمد و نامهاى به حضرت عليه السّلام نوشتم و اجازه خواستم تا در روز هفتم يا هشتم او را غسل دهم ، اما پاسخى نرسيد و آن فرزند در روز هشتم درگذشت . پس از آن ،
هامش
( 1 ) . إستولدها و يفعل اللّه ما يشاء و المحبوس يخلّصه اللّه .