آنگاه به همدان وارد شدم و خانوادهام را گرد آوردم و آنها را به آنچه خداوند برايم ميسر نموده بود مژده دادم و تا وقتى آن دينارها با ما بود روزگار خوبى داشتيم . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 605 ، ح 1 ؛ نيز : راوندى ، همان ، ج 2 ، ص 788 ، ح 112 ؛ با تغييرات زير :
در روايت راوندى ، آمده است :
امام عليه السّلام مىفرمايند : « أنا الّذي ينكرني قومك و أهل بلدتك ؛ من ، همان شخصى هستم كه قوم تو و اهالى شهرت ، مرا انكار مىكنند . » و همدانى مىگويد : عرض كردم : كى قيام خواهيد نمود ؟ فرمودند : « ترى هذا السّيف المطلّق ههنا و هذه الرّاية ، فمتى يسلّ السّيف من نفسه من غمده و انتشرت الرّاية بنفسها خرجت ؛ اين شمشير آويخته و اين پرچم را كه اينجا مىبينى ، هرگاه خود ، آخته و برافراشته شود ، قيام خواهم كرد . »
و بقيهء روايت مشابه روايت مذكور است .