زيارت حضرت در شامگاه عرفه
ابو نعيم انصارى مىگويد :
من به همراه جماعتى از مقصّره و نيز محمودى و علان كلينى و ابو الهيثم دينارى و ابو جعفر همدانى كه بالغ بر سى مرد مىشديم ، در مكه كنار خانهء كعبه نشسته بوديم و من در ميان آنان جز محمد بن قاسم علوى عقيقى را نمىشناختم و آنروز ششم ذيحجهء سال 293 ق . بود . به ناگاه از ميان طوافكنندگان فرد جوانى به سوى ما آمدند كه دو لنگ احرام بر دوش داشتند و نعلينها را به دست گرفته بودند . همينكه چشم ما به ايشان افتاد ، از هيبتشان جملگى از جا برخاستيم و سلام نموديم . آنگاه نشستند و به راست و چپ خود نگريسته ، فرمودند :
آيا مىدانيد كه ابو عبد الله - امام صادق - عليه السّلام در دعاى الحاح چه مىفرمود ؟ « 1 »
عرض كرديم : چه مىفرمود ؟ بيان داشتند :
هامش
( 1 ) . أ تدرون ما كان أبو عبد اللّه عليه السّلام يقول في دعاء الإلحاح ؟