مىفرمود : بارالها ! از تو درخواست مىكنم به حقّ آن اسمت كه آسمان و زمين بدان برپاست و به وسيله آن حق و باطل را از يكديگر جدا مىنمايى و متفرّق را گرد مىآورى و مجتمع را پراكنده مىسازى و به وسيله آن ريگها را شمارش و كوهها را وزن نمودهاى و پيمانهء درياها را احصا نمودهاى كه بر محمد و خاندانش درود فرستى و در كارم فرج و گشايش قرار دهى . « 1 »
سپس برخاستند و وارد طواف شدند ، و ما نيز به احترامشان به پا خاستيم و فراموش كرديم بگوييم : شما كيستيد ؟ و چون فردا ، همان ساعت فرارسيد ، باز همان فرد جوان از صف طواف خارج شدند و نزد ما آمدند و مانند روز گذشته به احترامشان برخاستيم و ايشان در ميان ما نشستند و به راست و چپ نگريسته ، فرمودند :
آيا مىدانيد كه امير المؤمنين عليه السّلام پس از نماز فريضه چه مىفرمود ؟ « 2 »
عرض كرديم : چه مىفرمود ؟ بيان داشتند :
بارالها ! آوازها به سوى تو بلند است ، و صورتها بر آستان تو بر خاك است ، و گردنها براى تو خاضع است ، و محاكمهء اعمال با توست ، اى بهترين درخواستشونده و بهترين عطاكننده ! اى صادق و اى خالق و اى كسى كه خلف وعده نمىكنى ، اى كسى كه دستور دعا دادى و اجابت را ضامن شدى ، و فرمودى : « بخوانيد
هامش
( 1 ) . يقول : اللّهم إنّي أسألك باسمك الّذي به تقوم السّماء و به تقوم الأرض و به تفرّق بين الحقّ و الباطل ، و به تجمع بين المتفرّق و به تفرّق بين المجتمع و به أحصيت عدد الرّمال وزنة الجبال أن تصلّى على محمّد و آل محمّد و أن تجعل لي من أمري فرجا و مخرجا .
( 2 ) . أ تدرون ما كان أمير المؤمنين عليه السّلام يقول بعد صلاة الفريضة ؟